تبليغاتX
وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز


وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز

آبیته.....................

  سلام. امیدوارم که حال همگی خوب باشه.خیلی وقت بود که پست نذاشته بودم.اما امروز واجب شد بذارم.

تبریک میگم

             قهرمانی

 

                 تیم

 

                بزرگ

 

             استقلال

 

رو به همه فوتبال دوستان.  خصوصا پرسپلیسیای عزییییییز.

 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: یکشنبه 1388/02/06 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

صندلی داغ METALGROUP (سرور عامری)

سلام.این بار صندلی داغمون با یکی دیگه از دخترای گل مواده :

 

                                             ((        سرور عامری        ))

 

لطفا خودتو کامل معرفی کن تا بیشتر با هم آشنا بشیم.

من 1/9/1367 در اهواز به دنیا اومدم.2 تا خواهر و 1 برادر دارم.برادرم مکانیک خونده.خواهر بزرگم کشاورزی خونده و خواهر کوچکترم امسال کنکور داد.اصلیتم عرب هست.خونمونم شهرک نفته.



ادامه مطلب
نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: پنجشنبه 1387/06/28 ? موضوع: صندلی داغ ? لينک اين پست ?

تولد تولد

سلام.امروز تولد یکی از دوستای خوبمونه.خانم

                              مریم باقری   

 

 

                 مریم جان تولدت مبارک. ایشالا که همیشه سالم و موفق باشی.

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: شنبه 1387/06/23 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

صندلی داغ METALGROUP (شیرین حاجی حسن زاده)

سلام.بازم یه صندلی خییلی داغ با یکی از دخترهای گل مواد:

                                            شیرین حاجی حسن زاده

 

خب شیرین جون یه کم از خودت بگو.

من 12/4/1367 در اهواز به دنیا اومدن.یه خواهر و یه برادر دارم.اصلیتم اصفهانی هست وخونمونم شهرک دانشگاهه.




ادامه مطلب
نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: یکشنبه 1387/06/17 ? موضوع: صندلی داغ ? لينک اين پست ?

تولد تولد

سلام بچه ها.امیدوارم که تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.امروز تولد یکی دیگه از دوستای خوبمونه که منم خیلی دوسش دارم:

                   سمانه سرلک

سمانه جان تولدت مبارک.ایشالا که همیشه شاد و سالم باشی.

مریم:سمانه جون منم تبریک میگم.امیدوارم همیشه موفق باشی.تولدت مبارک.

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1387/05/25 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

صندلی داغ METALGROUP (مریم پورمهدوی)

سلام.بازم یک صندلی داغ دیگه.با یکی از دوستای خوبمون خانم مریم پور مهدوی.

 

لطفا یک بیوگرافی کامل از خودت بگو.

من ۱۱/۴/۱۳۶۸ در اهواز بدنیا امدم. اصلیتم عرب هست.یک خواهر و دو برادر دارم .خواهرم متولد ۵۹ هست.ریاضی محض خوانده و ازدواج کرده.برادر بزرگم متولد ۶۱ است.برق خوانده و ازدواج کرده.برادر کوچکترم متولد ۶۵ هست و مکانیک می خواند.در پاداد شهر زندگی می کنیم.تا چند ماه دیگر هم خاله می شوم.



ادامه مطلب
نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: شنبه 1387/05/19 ? موضوع: صندلی داغ ? لينک اين پست ?

صندلی داغ METALGROUP (خانم مولود حسینی زاده)

سلام.این اولین مصاحبه ای هست که ما در صندلی داغ انجام دادیم که با یکی از دوستای خوبمون خانم مولود حسینی زاده است.امیدوارم که مورد توجهتون قرار بگیره اگر سوالات بیشتری داشتین می تونین در قسمت نظرات مطرح کنین.البته به شرط این که خیلی خصوصی نباشن.

 

لطفا یک بیوگرافی کامل از خودتون بگین.

من متولد ۲۵/۱۲/۱۳۶۶ هستم.اصلیتم دزفولی هست.صنایع فولاد زندگی می کنیم.۲ تا برادر دارم.برادر اولم متولد ۱۳۶۴ هست و ورودی ۸۴ مواد چمران هست.برادر دومم که دو قلو هستبم دانشجوی برق چمران هست.




ادامه مطلب
نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: یکشنبه 1387/05/06 ? موضوع: صندلی داغ ? لينک اين پست ?

جملاتی جالب

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببر.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.



ادامه مطلب
نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: سه شنبه 1387/05/01 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

طناب

داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.او پس از سال ها اماده سازی،ماجراجویی خود را اغاز کرد ولی از انجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست،تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.

او سفرش را زمانی اغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی می رفت ولی قهرمان ما بجای این که چادر بزند و شب در چادر بماند به صعودش ادامه داد.تا  اینکه هوا کاملا تاریک شد.

به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی شد،سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند،حتی ماه و ستاره هاپشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند.کوهنورد همان طور که داشت بالا می رفت،ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هرچه تمام تر سقوط کرد.....

سقوط همچنان ادامه داشت و او در ان لحظات سرشار از هراس،تمام خاطرات خوب و بد زندگیش را به خاطر می اورد.داشت فکر می کرد که چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.

حلقه شدن طناب به دور کمرش مانع از سقوط کاملش شده بود.در ان لحظات سنگین سکوت چاره ای نداشت جز این که فریاد بزند:

((خدایا کمکم کن)). ناگهان صدایی از دل اسمان پاسخ داد از من چه می خواهی؟

ـ نجاتم بده

ـ واقعا فکر میکتی میتوانم نجاتت دهم؟

ـ البته.تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی      

ـ پس ان طناب دور کمرت را ببر

برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جارا فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و ان را رها نکند.

روز بعد،گروه نجات امدند و جسم منجمد شده کوهنوردی را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالی که تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!

و شما؟تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ ایا تا به حال شده طناب را رها کرده باشید؟؟؟

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: چهارشنبه 1387/04/19 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

تولد تولد

چه ساده با گریستن خود زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم ، و میان این دو سادگی معمایی می سازیم به نام زندگی.......................

بازم تولد یکی دیگه از دوستای خوبمونه،کسی که هم واسه انجمن و هم واسه وبلاگ زحمتای زیادی می کشه....

مریم پورمهدوی

مریم جان تولدت مبارک.ایشالا که سالیان سال زنده باشی.

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: سه شنبه 1387/04/11 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

...........

چشم مادر

 

مادر من فقط يك چشم داشت 

 من از اون متنفر بودم ...

اون هميشه مايه خجالت من بود

 اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت

يك روز اومده بود  دم در مدرسه كه  منو به خونه ببره

 خيلي خجالت كشيدم .

 آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟

 روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد

و گفت مامان تو فقط يك چشم داره

فقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . 

 كاش زمين دهن وا ميكرد و منو ..
كاش مادرم  يه جوري گم و گور ميشد...

روز بعد بهش گفتم

 اگه واقعا ميخواي منو بخندوني و خوشحال كني

چرا نميميري ؟

اون هيچ جوابي نداد....

دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم

سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم 

،اونجا ازدواج كردم ،

 واسه خودم خونه خريدم ،

 زن و بچه و زندگي...

 از زندگي ، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم

 تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من

 اون

 سالها منو نديده بود

 و همينطور نوه ها شو

وقتي ايستاده بود دم در

  بچه ها به اون خنديدند

و من سرش داد كشيدم

 كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا

  ، اونم  بي خبر

سرش داد زدم  :چطور جرات كردي بياي به خونه من و بجه ها رو بترسوني؟ 

گم شو از اينجا!

 همين حالا

اون به آرامي جواب داد :اوه  خيلي معذرت ميخوام

 مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم

 و بعد فورا رفت و از نظر  ناپديد شد .

يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من

 براي شركت درجشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه 

ولي من

 به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم .

بعد از مراسم

 رفتم به اون كلبه قديمي خودمون 

 البته فقط از روي كنجكاوي

.همسايه ها گفتن كه اون مرده

اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود

 كه بدن به من

متن نامه اين بود

اي عزيزترين پسرم

 من هميشه به فكر تو بوده ام

 منو ببخش كه به خونت  اومدم و بچه ها تو ترسوندم

خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا  

ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم

وقتي داشتي بزرگ ميشدی

 از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم  

آخه ميدوني ...

 وقتي تو خيلي كوچيك بودی

 تو يه تصادف

 يك چشمت رو از دست دادي

به عنوان يك مادر نمييتونستم تحمل كنم و ببينم

كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم 

بنابراين مال خودم رو دادم به تو

براي من اقتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم  به جاي من  دنياي جديد رو بطور كامل ببينه 

با همه عشق و علاقه من به تو، مادرت

 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1387/03/10 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

من رسیدم

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1387/02/27 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

دختر ایرانی جوان ترین پروفسور جهان

دختر 19ساله ايراني جوان‌ترين پروفسور جهان شناخته شد

خبرگزاري فارس: يك دختر ايراني 19ساله با دريافت درجه پروفسوري، ركورد 300 ساله سن دريافت اين مدرك علمي را شكست.


به گزارش خبرگزاري فارس، روزنامه "حريت" تركيه نوشت: "عاليه صبور" دختر 19 ساله ايراني ساكن آمريكا، نوشتن و خواندن را در 10 ماهگي ياد گرفت و در 10 سالگي دانشگاه را تمام كرد.
اين روزنامه افزود: عاليه در سن 14 سالگي مدرك دكترايش را گرفت و به‌تازگي كه به اخذ عنوان پروفسوري نايل شده، قرار است در دانشگاه "كونكوك" كره جنوبي به عنوان استاد، تدريس كند.
قبل از صبور، "كولين مك‌لاورين" شاگرد نيوتن به‌عنوان جوان‌ترين پروفسور جهان در كتاب ركورهاي جهان گينس قرار داشت.
وي در عين اينكه رياضي‌دان ماهري است يك موزيسين زبردست نيز هست
نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1387/02/20 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

ما واقعا" چقدر فقیر هستیم!!!!!

روزی یک مرد ثروتمند پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در انجا زندگی می کنند،چقدر فقیر هستند.ان ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردنند.

در راه بازگشت و در پایان سفر،مرد از پسرش پرسید:((نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟))

پسر پاسخ داد:((عالی بود پدر!))

پدر پرسید:((ایا به زندگی ان ها توجه کردی؟؟))

پسر پاسخ داد:((فکر می کنم!))

و پدر پرسید:(( چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟))

پسر کمی اندیشید و بعد به ارامی گفت:((فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و انها چهارتا.ما در حیاطمان یک فواره داریم و انها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.ما در حیاطمان فانوس هایی تزئینی داریم و انها ستارگان را دارند.حیاط ما به دیوارهایش محدود میشود اما باغ انها بی انتهاست.!))

در پایان حرف های پسر زبان مرد بند امده بود.پسر اضافه کرد:((متشکرم پدر که به من نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم!))

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1387/02/13 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

هیجان انگیزترین ورزش دنیا:پرش از ارتفاع 36000 متری

قطعا پرش و سقوط آزاد از فضا و از ارتفاع 36 کیلومتری زمین هیجان انگیز ترین کاری است که حتی تصورش هم در ذهن نمیگنجد . اما گروهی از دانشمندان فضایی قصد دارند که این کار را تا سال 2009 عملی کنند این کار توسط لباس خاصی که ویژه این کار طراحی شده امکان پذیر شده. البته این گروه لباس را فقط برای ورزش و سرگرمی طراحی نکرده. هدف دیگر این کار این است که فضا نوردان این امکان را داشته باشند تا هنگام بروز خطر و حوادث از سفینه های خود به پایین بپرند و سالم در سطح زمین فرود بیایند. همسر یکی از فضانوردانی که در حادثه سقوط فضاپیمای کلمبیا جان خود را از دست داد جزو طراحان این لباس است. اما هدف این گروه از این هم بالاتر است. آنها میخواهند لباس را طوری طراحی کنند که انسان قادر باشد از ارتفاع 240 کیلومتری بالاتر از کره زمین و حتی بیشتر از آن بدون هیچ گونه تجهیزات اضافی و فقط با پوشیدن همین لباس به زمین برگردد. فرد پرش کننده هنگام سقوط به سرعتی بیش از 4000 کیلومتر بر ساعت میرسد! هنگامی که فرد به جو خارجی زمین میرسد یک چتر مخصوص باز شده که سرعت وی را کنترل میکند همانطور که وی به زمین نزدیکتر میشود این لباس شتاب وی را کم میکند. در ارتفاع 1 کیلومتری از زمین چتر های معمولی این لباس باز شده و ادامه فرود مانند چترباز های معمولی انجام میشود. فکر میکنید که چه کسی حاضر میشود که این لباس را برای بار اول امتحان کند؟؟؟؟؟؟


 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: چهارشنبه 1387/02/04 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

ایا میدانید؟؟؟؟

۱) ایا می دانید اب داغ زودتر از اب سرد یخ می زند؟

۲) ایا می دانید می شود اب را در یک لیوان کاغذی به جوش اورد؟(بدون سوختن لیوان)

۳) ایا می دانید طبق تئوری ریسمان جهان قبی از بیگ بانگ دارای ۱۰ بعد بوده است؟

۴) ایا می دانید شاید جهان ۳۰ میلیارد سال دیگر منقبض شده و از بین برود و یک جهان دیگر به وجود اید؟

۵) ایا می دانید اندازه قلب هرکس به اندازه مشت اوست؟

۶) ایا می دانید انسان بالغ به طور متوسط روزانه ۷ تا ۱۳ هزار قدم بر می دارد؟

۷) ایا می دانید مانیتوری ساخته شده که به راحتی می توان ان را تا کرد.جنس این مانیتور از پلاستیک است؟

۸) ایا می دانید داوینچی همه چیزهایی را که طراحی کرد هیچ وقت نساخت؟

۹) ایا می دانید اگر همه مردم دنیا بر دوش هم می ایستادند بلندای ان ها به ۸ میلیون کیلومتر می رسید؟

۱۰) ایا می دانید باهوش ترین زن دنیا ۵ فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است و دنبال کار است؟

۱۱) ایا می دانید رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است؟

۱۲) ایا می دانید سال ۲۰۰۱ در فرانسه سال ایران نام داشت؟

۱۳) ایا می دانید اگر ۳ قاره اسیا،امریکا و افریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است؟

۱۴) ایا می دانید وقتی به خورشید نگاه می کنید صحنه ۸ دقیقه قبل ان را مشاهده می کنید؟

۱۵) ایا می دانید عمر مفید انسان ها در کف دستشان نوشته شده است؟نگاه کنید ۱۸-۸۱=۶۳

۱۶) ایا می دانید گران ترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزئین شده و بیش از یک میلیارد دلار است؟

۱۷) ایا می دانید حدود ۱۳٪ مردم چپ دست هستند؟ابن رقم در گذشته ۱۱٪ بوده(منم جزء ۱۳٪ام)

۱۸) ایا می دانید فندک قبل از کبریت اختراع شد؟

۱۹) ایا می دانید عمومی ترین نام در دنیا محمد است؟(قابل توجه اقای پیرنیا)   

 

 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: چهارشنبه 1387/02/04 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

تغییر استراتژی

یک روز مردی نابینا روی پله های ساختمانی نشسته بود،کلاهی در برابرش نهاده بود.تابلویی در دستش گرفته بود که روی ان نوشته بود:((من نابینا هستم.لطفا" کمک کنید)).

ادم مبتکری از انجا رد می شد.جلوی مرد نابینا ایستاد و دید که تنها چند سکه داخل کلاهش انداخته اند. او چند سکه دیگر داخل کلاه انداخت،تابلو را از دست نابینا گرفت،نوشته روی ان را تغییر داد و دوباره ان را به دست نابینا داد و رفت.

بعد از ظهر ان روز مرد مبتکر دوباره از انجا عبور میکرد.باز هم سراغ مرد نابینا امد و این بار دید که کلاه او از سکه پر شده است.مرد نابینا که رهگذر را از صدای پایش شناخته بود،پرسید روی تابلو چی نوشتی که مردم این قدر دلشان به حال من می سوزد و برایم پول می ریزند؟ مرد مبتکر گفت:(( چیز نادرستی ننوشتم.فقط پیامت را کمی تغییر دادم.)) و بعد لبخندی زد و رفت.

عبارت جدید روی تابلو این بود: ((بهار امده است و من نمیتوانم ان را ببینم.))

گاهی اوقات باید استراتژی خود را تغییر دهیم تا شاهد تغییری جدی در زندگی خود باشیم.اگر همیشه همان کاری بکنیم که قبلا" میکردیم،همیشه همان چیزی را به دست خواهیم اورد که قبلا" عایدمان میشد.

 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: پنجشنبه 1387/01/08 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

جوک

۱) به غضنفر میگن اذون بگو: میگه همه چیز با یک نگاه شروع شد.

۲) نفرین جدید: الهی عقل بچت به میرزاپور بره،قدش به کعبی،دماغش به عنایتی،موهاش به چلنگر،بی خاصیتیش به علی دایی

۳) هویجه با مامانش میره بیرون.وسط راه به مامانش میگه مامان اب هویج دارم.

 ۴) روز ولنتاین یکی میره کارت پستال فروشی و میگه اقا کارتی دارین که رووش نوشته باشه تو تنها عشق منی؟یارو میگه بله.میگه پس لطفا" ۱۶ تا بدین.

۵) مضرات امتحان:افزایش بار علمی به طور ناخواسته!کمبود شدید خواب و کاهش ان از هفت ساعت به هفت دقیقه! رواج فرهنگ غلط پاچه خواری! برای معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی!!!) چپ و چول شدن چشم ها بر اثر روش های غلط تقلبی! سر درد حاصل از تمرکز شدید برای یافتن راه های مدرن تقلب! افزایش ادب به طور چشمگیر برای گرفتن جزوه از هر کس و نا کسی!!!! و دیگه خودتون این کاره اید و میدونید دیگه...!!!

فواید اندک امتحانات: نوشین انواع قهوه های مرغوب

۶) یه چوب کبریت سرش رو میخوارونه اتیش میگیره.

 

 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/27 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

........

۱) عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بروی و بی دلیل بخندی.

۲) بدان که از بزرگی گناه او نیست بلکه از کوچکی قلب توست اگر روزی روزگاری نخواستی یا نتوانستی فرد گناهکاری را ببخشی.

۳) سهراب:گفتی چشم ها را باید شست!شستم ولی......گفتی جور دیگر باید دید!دیدم ولی......گفتی زیر باران باید رفت ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:دیوانه ی باران ندیده

۴) همیشه دو درس را در زندگی خود به یاد داشته باشید:۱.جسارت در بیان عقیده ۲.جراءت در پذیرش اشتباه

۵) اگر یکم فکر کنی می بینی زندگی ارزش زنده بودنو نداره.اگه یکم بیشتر فکر کنی میبینی زندگی ارزش مردنم نداره.اما اگه خیلی فکر کنی میبینی مردن و زنده بودن ارزشه فکر کردنو نداره همیشه یادت باشه چیزی که امروز داری شاید ارزویه دیروزت بوده و بزرگترین ارزوی فردات بشه پس همیشه سعی کن قدر چیزی رو که امروز داری خوب بدونی.                   

۶) لحظاتی را طی کردم تا به خوشبختی برسم:اما وقتی رسیدم دیدم خوشبختی همان لحظات بود.

۷) زندگی زیباست زشتی های ان تقصیر ماست،در مسیرش هر چه نازیباست ان تدبیر ماست!زندگی اب روانیست روان میگذرد...... ان چه تقدیر من و توست همان میگذرد.

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/26 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

ایا می دانید مهندسی ارزش چیست؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

مهندسی ارزش

مهندسی ارزش فرایندی است که به یک گروه کمک میکند تا در زمانی کوتاه به بررسی و ارزیابی اهداف و عملکرد پروژه ها پرداخته و راه حل های جدیدی را جهت کاهش هزینه های غیر ضروری ارائه نماید.

مهندسی ارزش یک کوشش سازمان یافته برای تحلیل عملکرد سیستم ها به منظور دستیابی به مناسب ترین عملکرد با کمترین هزینه می باشد.

مهندسی ارزش یا مدیریت ارزش ها و یا روش تحلیل ارزش ها پس از جنگ جهانی دوم یعنی حدود ۶۰ سال قبل در غرب مطرح شده و تدریجا" تکامل یافته به طوریکه با اعمال و اصلاح فرایند ها،میلیون ها دلار در فعالیت های اجرایی و پروژه ها صرفه جویی شده است.

داستان مهندسی ارزش

حدود ۳۰۰ سال قبل گوساله ای از یک جنگل انبوه عبور میکند و از ردپای او مسیری در جنگل ایجاد میشود.بعدا" حیوانات دیگری نیز در ان مسیر رفت و امد میکنند،سپس ادم ها نیز از ان مسیر عبور میکند و به تدریج این مسیر به جاده ای باریک برای رفت و امد تبدیل میشود که به محل زندگی و کار ادمیان متصل میگردد.جاده ترمیم میشود و سال ها رفت و امد در ان ادامه میابد.

به مرور زمان تردد افزایش یافته و مسیر قدیمی به بزرگراهی مبدل میشود،ولی در این میان هیچ کس به این فکر نمی افتد که ایا این مسیر،بهترین،مناسب ترین و کوتاه ترین راه برای رسیدن به شهر از دل این جنگل انبوه است؟؟؟؟

هیچ کس به خود اجازه نمی دهد تا مسیر این جاده را بررسی کند و ببیند که ایا مسیری کوتاه تر که موجب صرفه جویی در زمان و هزینه شود وجود دارد.

هر سال هزاران ساعت از وقت و هزینه انها در این جاده که سیصد سال پیش گوساله ای ان راایجاد کرده تلف میشود.

ایا مسیری کوتاه تر و با صرفه تر و مطئن تر وجود ندارد؟    

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/26 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

ده نکته

۱) اگر جمعیت چین به شکل یک صف در مقابل شما راه بروند،این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ وقت تمام نخواهد شد.

۲) خطوط هوایی امریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال ۱۹۸۷ توانست ۴۰۰۰۰ دلار صرفه جویی کند.

۳) ملت امریکا به طور میانگین روزانه ۷۳۰۰۰ متر مربع پیتزا میخورند.

۴) تعداد چینی ها که انگلیسی بلدند،از تعداد امریکایی ها که انگلیسی بلدند،بیشتر است!!!!!!!!

۵) فیل ها تنها حیواناتی هستند که نمیتوانند بپرند.

۶) تمام خرس های قطبی چپ دست هستند.

۷) اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید،کم کم رنگش سفید میشود.

۸) هیچ وقت نمیتوانید با چشمان باز عطسه کنید.

۹) اسم تمام قاره ها با همان حرفی که اغاز شده است پایان میابد.

۱۰) فورییه ۱۸۵۶ تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: چهارشنبه 1386/12/22 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

انتخاب کنید

                        مدیریت بر بوفالوها یا مدیریت بر غازها

ویژگی های بوفالو ها:

۱) به یک رهبر پایبند و وفادارند و همگی پیرو و تابع ان هستند.

۲) درست همان کاری را انجام میدهند که دستور ان را گرفته اند.

۳) هرگز سوال نمیکنند و فقط پیروی میکنند.

۴) منتظر دستور میشوند و تا دستور نرسد،هیچ کاری نمیکنند.

۵) هیچ کس جای دیگری را پر نمیکند،جلو نمی افتد و مسئولیت نمی پذیرد.

ویژگی غازها

۱) هر غاز به هنگام پرواز دسته جمعی احساس مسئولیت نمی کند.

۲) هر غاز فقط پیروی محض نمی کند و وضع خود را در راه می سنجد و تصمیمی را که باید بگیرد بررسی میکند.

۳)هر غاز مسیر پرواز گروه را میداند.

۴) رهبری و جلودار بودن نوبتی است.

۵) هر غاز،زمان جلوتر بودن،در نوک پرواز قرار گرفتن و هدایت گروه را، خود انتخاب میکند.

۶) همه غازها به پذیرش مسئولیت،جلودار بودن و رهبری تمایل دارند.

 

 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/19 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

اندیشه های الهام بخش

۱) پول مانند دست و پا برای انسان است.یا از ان استفاده کن یا ان را از دست بده.

                                                                                                             (هنری فورد)

۲) وقتی پولی نداریم،ناچاریم فکر خود را به کار اندازیم.

                                                                                                             (لرد راتر فورد)

۳) به دست اوردن ثروت،مشکل است و نگهداری ان مشکل تر،اما عاقلانه خرج کردن از همه مشکل تر است.

                                                                                                             (ادوارد پارسونزدی)

۴) پول خدمتگذار خوب و ارباب بدی است.

                                                                                                             (اچ.جی.بان)

۵) پول همیشه هست،اما اندازه جیب ها تغییر میکند.

                                                                                                             (گرترود استین)

۶) برای بسیاری از مردم ثروتمند شدن به معنای خاتمه مشکلات نیست،بلکه تنها به معنای تغییر شکل مشکلات است.

                                                                                                       (لوسیون انائیوس سنکا)

۷) اصالت،ان چیزی است که از نیاکان ثروتمند،بعد از بر باد رفتن ثروتشان باقی میماند.

                                                                                                            (جای سیاردی)

۸) به نظر میرسد کسانی که به پول احترام نمیگذارند،به پول نمیرسند.

                                                                                                            (جی.پل گتی)

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: شنبه 1386/12/18 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا" لازم است هر ((نه))ای به صراحت گفته شود؟؟؟؟؟

روزی کارمندی با هدف درخواست افزایش حقوق،نامه زیر را به رییس خود نوشت:

                                                                                                                          dear boss                                                                                                                  in this life  we all need some thing most desperately i think you should be understanding of the needs of us workers who  have  given so much support including sweat and service to your company

i am sure you will guess what i mean and respond soon

yours sincerely

norman soh

وی نیز چنین پاسخ داد:

dear norman

i know you have been working very hard nowdays   ,    nothing much has changed

you must have noticed that our company is not doing noticeably well as yet

now the newspaper are saying the worlds leading economists   are not sure if the united states may go into another recession

after the november presidential elections thing may turn bad i have onthing more to add now you konw what i mean

yours truly

manager

به نظر میرسد در بسیاری از موارد میتوان با خونسردی کامل و بدون ایجاد استرس برای خود و دیگران ،((نه)) گفت.

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1386/12/17 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

لطفا" به این 2تا سوال جواب بدید

۱)اگر یکی از شما بپرسه که مهندسی متالوژی چیه؟در مورده چیه؟چی میگید؟(در یک جمله)

۲)میگم شما میدونین اصل اسم رشتمون متالوژیه یا متالورژی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1386/12/17 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

بازار کار متالوژی صنعتی و استخراجی


هر كالايي را كه در زندگي روزمره خود به كار مي‌بريم يا حاوي فلز است و يا براي ساخت و توليد آن نياز به فلز مي‌باشد. براي مثال كليه وسايل حمل و نقل از خودرو گرفته تا كشتي، هواپيما و قطار براي حركت به فلزات يا اجزاي فلزي نياز دارند. همچنين در تمامي ساختمان‌ها از خانه‌هاي كوچك گرفته تا آسمان‌خراشها فلز به كار رفته است. به عبارت ديگر امروزه متالوژي در كليه صنايع نقش مهمي را ايفا مي‌كند و در نتيجه موقعيت شغلي فارغ‌التحصيلان اين رشته نيز بسيار گسترده است. چرا كه فارغ‌التحصيلان اين رشته در گرايش‌ متالوژي استخراجي با شناخت روشهاي استخراج فلزات و بهره‌برداري از واحدهاي متالوژي استخراجي و بخشهاي وابسته مي‌توانند روشهاي مقرون به صرفه استخراج فلزات و تصفيه و بازاريابي عناصر فلزي را ارائه دهند و همچنين فارغ‌التحصيلان گرايش متالوژي صنعتي به دليل آشنايي با ساختمان، خواص فيزيكي و شيميايي، فرآيند ساخت فلزات و درك ارتباط بين ساختار فلزات و آلياژها با خواص آنها مي‌توانند امور مربوط به انتخاب، شناسايي و تهيه مواد فلزي را انجام دهند و به طراحي و ساخت قطعات فلزي نظارت داشته باشند و روشهاي توليد اين قطعات را گسترش داده و بهبود بخشند.
در كل مي‌توان گفت كه فارغ‌التحصيلان اين رشته در هر دو گرايش مي‌توانند مديريت كارخانه‌هاي استخراجي و توليد فلزات و سرپرستي بخشهاي مختلف اين كارخانه‌ها را برعهده داشته و يا به عنوان محقق و پژوهشگر به رفع مشكلات متالوژيكي اين بخشها بپردازند.
دكتر وقار استاد متالوژي دانشگاه تهران در همين زمينه مي‌گويد:
فارغ‌التحصيلان متالوژي استخراجي مي‌توانند جذب مراكزي شوند كه به فرآيند استخراج و توليد مواد اوليه فلزي (آهني و غيرآهني) از كانه‌هاي مربوط مي‌پردازند و فارغ‌التحصيلان متالوژي صنعتي نيز مي‌توانند در مراكزي كه با توليد قطعات فلزي سروكار دارند مانند صنايع ريخته‌گري، صنايع متالوژي پودر، صنايع خودروسازي و ابزارسازي مشغول به كار شوند.
مهندس متالوژي استخراجي مي‌تواند در صنايع نفت و پالايش و همچنين صنايع آهني و غيرآهني مانند ذوب آهن اصفهان ، مجتمع مس سرچشمه و آلومينيم اراك فعاليت بكند. مهندس متالوژي صنعتي نيز مي‌تواند در صنايع فولادسازي، صنايع دفاع، هواپيماسازي، كشتي‌سازي، تراكتورسازي، خودروسازي و ساخت قطعات مختلف وسايل خانگي از جمله يخچال ، كولر، ماشين لباسشويي، تلويزيون و ضبط صوت فعاليت نمايد.
وضعيت نياز کشور به اين رشته در حال حاضر
بعلت اينکه امروزه متالوژي در کليه صنايع نقش مهمي را ايفا مي کند نياز کشور به اين رشته و فارغ التحصيلان اين رشته نسبتاً زياد و فراوان است.
پيش بيني وضعيت آينده رشته در ايران
فارغ التحصيلان گرايش متالوژي استخراجي با شناخت روشهاي استخراج فلزات و بهره برداري از واحدهاي متالوژي استخراجي و بخشهاي وابسته مي توانند روشهاي مقرون به صرفه در اين زمينه را ارائه دهند و در گرايش متالوژي صنعتي مي توانند به دليل آشنايي با ساختمان . خواص فيزيکي و شيميائي ، فرآيند ساخت فلزات و درک ارتباط بين ساختار فلزات و آلياژها با خواص آنها، مي توانند امور مربوط به انتخاب، شناسايي و تهيه مواد فلزي را انجام دهند و به طراحي و ساخت قطعات فلزي نظارت داشته باشند و روشهاي توليد اين قطعات را گسترش داده و بهبود ببخشند .
http://mimshimi1386.blogfa.com
نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: جمعه 1386/12/17 ? موضوع: متالورژی ? لينک اين پست ?


دیروز واسه بار دوم رفتم ساختمون مرکزی.اینا هم مارو مسخره کردن.اموزش به ما میگه عکس بیارین بعد عکسارو تحویله ساختمون مرکزی نمیده.منم یه کاره خیری کردم.رفتم اموزش تمامه عکسارو گرفتم دادم مرکزی.حالا ایشالا قراره دوشنبه چاپ بشن.تمامه کسایی که عکس دادن دوشنبه برن کارتاشونو بگیرن.اوونایی هم که عکس ندادن برن مرکزی عکساشونو بدن.بدن اموزش الاف میشن.

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: پنجشنبه 1386/12/16 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?


CopyRight| 2009 , metalgroup.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: TEMPHA.COM