تبليغاتX
وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز


وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز

زمان...

این مطلب به ایمیلم اومده بود.به نطرم قشنگ اومد

درجزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند: شادی- غم- غرور-عشق و...

روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.

همه ساکنین جزیره قایقهایشان را آماده وجزیره را ترک می کردند

اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود.

وقتی جزیره به زیر آب فرومی رفت عشق از ثروت که با قایق با شکوهی جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:

"آیا می توانم با تو همسفر شوم؟"

ثروت گفت:

"نه من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیگر جایی برای تو وجود ندارد."

پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست.

غرور گفت:

"نه نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد."

غم در نزدیکی عشق بود.

پس عشق به او گفت:
"اجازه بده تا من با تو بیایم!"

غم با صدای حزن آلود گفت:

"آه عشق من خیلی ناراحت هستم.احتیاج دارم تا تنها باشم."

عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد.

اما او آنقدر غرق شادی بود که صدای او را نشنید.

آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت:

"بیا عشق تو را خواهم برد."

عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد.

وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت وعشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود چقدر بر گردنش حق دارد.

عشق نزد علم که مشغول حل مسئله ای روی شن های ساحل بود رفت و از او پرسید:

"آن پیر مرد که بود؟"

علم پاسخ داد:

"زمان"

عشق با تعجب پرسید:

"زمان؟ چرا او به من کمک کرد؟"

علم لبخند خردمندانه ای زد و گفت:

"زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است......."

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: پنجشنبه 1388/04/18 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

تصادف...!

فقط ببین ماشینم به چه روزی افتاد؟!!!!

شرح ماجرا:امروز ساعت ۹ صبح دانشگاه.

یه دیوووونه ای با سرعت زد به ماشینم به این روز افتاد!مقصر هم بود تازه!

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1388/04/07 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

واقعا تموم شد؟

سلام به همه.

بلاخره این ترم هم یه جورایی تموم شد...!

اتفاقات این ترم شاید خودش تو یه کتاب هم نگنجه.به هر حال ترم جالبی بود و اتفاتش دور از انتظار.

از کلاس خواص گرفته تا نقشه و ترمو.

ولی این ریاضی مهندسی.... آخه نمیدنم چطور ریاضی مهندسی میان ترمشو ۱ شدم از ۱۰ نمره!!!!ولی با ۱۰.۵ پاس شد خدا رو شکر.

محاسبات هم که ما رو .... ما رو خیلی اذیت کرد... ۱۰ واحد هم کمه واسش!

این ترم هم اردو داشتیم اونم از نوع خییییییییییلی باحالش.همون جای همیشگی

استادا هم خداییش باحال بودن مخصوصا دکتر دهملایی که واسه امتحان ترمو یه حال اساسی داد بهمون.( به نظرم وقتی بعدا اومد سر کلاس واسش دست بزنیم ).

استاد سببی هم که همیشه ارادت داریم خدمتشون(خوردگی ۳ واحده؟)

از ممد نجفی هم تشکر میکنیم.(مگه نه ممد دناک؟)

اما این آخراش...

روزای جالبی واسمون رقم خورد.فکر کنم همکاری خوبی داشتیم.همکلاسیامون رو هم بهتر شناختیم.

تازه تو این اوضاع خراب روابط خراب شده هم بهبود پیدا کرد

ولی سر جریان ریخته گری یکم اینجوری شدیم:

به هر حال واسه من ترم خوبی بود.خوش گذشت ولی این تابستون فکر کنم بدترین تابستون باشه واسم...از حالا دارم دیوووونه میشم از بیکاری.

وای چه لواشک خوشمزه ای.اینم همینجوری گفتم دهن ملت آب بیفته

من دارم واسه کی پست میدم نمیدونم،ولی چککار کنم دیگه ؟!بیکارم!!!!

حتما همه الان دارن میگن پس دیگه ادامه نمیدم!

بای بای...

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1388/04/03 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

انتخاب واحد ترم 5

سلام.

متاسفانه برنامه ترم بعد خیلی بده.همه ی تغییرات هم به خاطر یه سری از ۸۵هاست.

اعتراضاتتون رو نسبت به این برنامه به آقای صالحی بگین.

اینم برنامه:

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1388/03/06 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

و باز هم اردو ...

ویرایش بعد از اردو

سلام به همه.

این اردو هم برگزار شد رفت...

البته بهتر از اردوهای قبلی.

از اونجایی که افراد خاصی به خواننده های بلاگمون اضافه شدن دقت میکنم سوتی ندم.

اول باید خییییییییییییییییییییلی از استاد سببی تشکر کنیم.

اتفاق جالب تو این اردو کم نیوفتاد.

از بحث براد پیت گرفته تا خانم مهندس و اون مینی بوسه!

البته از خیس شدن جانانه بعضیا اونم دوبار اونم با یه دونه از این یونولیتا که توش یخ میذارن!

تو این اردو خیلیا خیلیا رو بهتر شناختن.

مثلا خودم دشمنام رو شناختم.همونا که قصد داشتن با پیشنهادای مالی وسوسه انگیز بقیه رو ترغیب به خیس کردن لباس خشک من کنن.ولی نتونستن

اتفاقای تو اتوبوس هم که خودش یه عالمه بود!

از اون پتو گرفتنه تا باندای خراب اتوبوسه!

ولی حیف که اون شیرایی که استاد آوورده بود از دست رفت!

 

 

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1388/01/19 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

سمپوزیم!

BREAKING NEWS

بلاخره با ارشد واسه گروه موافقت شد.

از سال آينده گروه مواد چمران ارشد با گرايش جوشكاري داره

 

 

بلاخره این سمپوزیم هم برگزار شد.حتما در جریانش قرار گرفتین.پس از توضیح خودش میگذریم.

اما حواشی اون ...

اول ارائه مقاله ی مهندس سببی که خیلی خوب بود و فکر نمیکردم بتونه از پسش بر بیاد.ولی جالبیش اینجا بود که وقتی یکی از حاضرین ازش سوال پرسید گفت اگه گوش میدادین جوابتون رو میفهمیدین!!!!

اما دومین و جالبترینش حضور mr.muller آلمانی بود.

۳۵ ساله . کارشناس ارشد مواد از دانشگاه آخن آلمان.

دیروز وقتی بردیمش گروه رو بهش نشون دادیم خیلی حال کرد!

نظرش رو در مورد ایران خواستیم گفت جالبترین موضوع واسش مهمان نوازی ایرانیا بود.

میگفت تو ایران خیلی دخترا راحتن!!!!(خودش گفت اینو حتما بنویس)

میگفت اگه میتونست میومد ایران چون تو ایران مردا هر چی بگن دخترا انجام میدن!

(حتما الان دخترا میگن بیخود!)

عکساش رو هم میتونین تو ادامه مطلب ببینید!

تو اتاق اساتید که بودیم همه استادا نشسته بودن و صحبت میکردیم ولی جالبیش اینجا بود که اینقدر جو گیر شده بودیم که خودمون هم با هم انگلیسی میحرفیدیم!!!!!!

سومیش ناهار خوبش بود که از سلف دانشگاه بعید بود بختیاری بده اونم با این کیفیت!!!

چهارمیش ارائه مقاله ی دکتر دهملایی بود که ....(بدون شرح)

پنجمیش اطلاعات خیلی زیاد دکتر قیصری بود که تسلطش رو روی مطالب نشون میداد.

البته از خوشحالی زاید الوصف دکتر رنجبر هنگام برگزاری هم نباید گذشت.

 عکسا  رو هم کم کم میزنم تو ادامه مطلب ...

مقالات ارائه شده رو هم تا چند روز دیگه تو بلاگ قرار میدیم.


ادامه مطلب
نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: پنجشنبه 1387/12/15 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

تولد دوباره ...

با 5 تا نظر شروع کردیم و تا بیش از 70 تا نظر رسیدیم،

۱ بازدید رو دیدیم والان به 2۱000 بازدید رسیدیم،یه گروه فوق العاده داشتیم،هیچوقت دور هم جمع شدنای بعد از کارگاه رو یادم نمیره،

تو این راه فراز و نشیب زیاد داشتیم،به خاطرش زحمت کشیدیم،به خاطرش دعوامون کردن،ناراحت شدیم ولی بعد باهم موندیم و خوشحالی شایسته خودمون رو به دست آووردیم،با هم بودن و هم صدایی رو تجربه کردیم.

آره،امروز یه روز خیلی خاصه،یه روز فوق العاده،روز یه تولد ولی اینبار تولد 1سالگی!

امروز تولد بلاگمونه!

آره تولد metalgroup‏

حالا میخوایم توی این روز یه شروع دوباره داشته باشیم و اختلافاتمون رو کنار بذاریم.مثل همیشه با هم باشیم و با انرژی بیشتر آینده ای بهتر رو رقم بزنیم.

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: سه شنبه 1387/11/29 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

شیزیک +پدیده

سلام به همه.
نمرات در ادامه مطلب

همین ۱ ساعت قبل دکتر! دهملایی نمرات شیزیک و پدیده رو اعلام کردن!

البته بگم كه اسم و فاميل زده نه شماره دانشجويي.

من عكس نمرات رو دارم ولي چون اسم زده نميزنم.اگه كسي خواست شماره دانشجويي بده(بصورت نظر خصوصی) واسش با شماره دانشجويي نمرش رو بزنم.

شیزیک:

max:17.7 خانم ابناوي

۹ نفر افتاده

پديده :

max: ۱۶ خانم ابناوي

۲۰ نفر افتاده

طبق فرمايشات گهر بار استاد ۹.۷۵ تبديل به ۱۰ نميشود.

گفته يكشنبه يا دوشنبه مياد واسه اعتراض!

نحوه اعتراض : به صورت كتبي به دفتر گروه تحويل داده شود.


ادامه مطلب
نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/11/09 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

سومیش هم تموم!

بلاخره این ترم هم با همه خوشی ها و ناراحتیاش تموم شد،ترمی که با نیومدن های لطفی،جزوه

 های کامل و بدون نقص دهملایی،بحث 2گرفتن و پل معروف کلاس رضاییان و ... شروع شد و با مردونگی

رضاییان تو امتحانش و نامردی لطفی تموم شد،

البته یادمون نره شیرینیه شیرینی های تولد!

این ترم واسه من که شیرینی و تلخی زیاد داشت.

کاشکی آخرش یه جور دیگه تموم میشد ولی...

نمیدونم،شاید دارم امتحان میشم!

به هر حال این ترم فکر کنم یه چند سالی از عمرم کم کرد،

حالا شماها بگین این ترم واستون چطور بود؟از خاطرات و اتفاقاتش بگین.

تابستون(ببخشید،تعطیلات) خوش بگذره!

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/11/02 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

تولد تولد....بازم تولد تولد .... بازم تو.....باز......با......ب.............

این دفعه نوبت یکی دیگه از برو بچ گل مواده

کسی که توی نظر سنجی به عنوان سخت کوش ترین فرد از او نام برده شد

کسی که آوازه صداقت او آسمان ها را...ببخشید خلاصه کلا گله دیگه ...

حدس زدید؟

درست حدس زدید.باریکلا.آره خودشه...خوده خودشه همونی که من می خواست...ا..بازم ببخشید

 

مرتضی آل حسینی


تولدت مبارک پسر

منتظر شیرینی هم  هستیم

 

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: جمعه 1387/09/29 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

رفتیم و برگشتیم.....

سلام به همه

خوشبختانه این اردو هم به  خوبی و خوشی برگزار شد.

امیدواریم به همه خوش گذشته باشه.

از استاد لطفی خیییییییییییلی تشکر میکنیم که واقعا نهایت همکاری رو داشتن با ما.

از دانیال و ممد دناک هم به خاط کمک های زیادشون تشکر میکنیم.

راستی این آخرین تلاش ما بود برای اردو و هر کار دیگه......

تا بعد...

امین پورکاوه + محمد پیرنیا

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: جمعه 1387/08/24 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

این گروه مواد استثناییییییییییییییییییییییییی!

سلام به همه

باز هم گروه مواد

باز هم یه کار بی سابقه و متفاوت

برگزاری معارفه برای ورودی های جدید،ولی اینبار

اردوی معارفه!

اردوی معارفه ی ورودی های 87 رشته مواد

که این اردو روز 5شنبه،87/8/23 برگزار میشه،

واسه این اردو افراد زیادی زحمت کشیدن:

اول از همه باید از امین پورکاوه نام برد که امروز سنگ تموم گذاشت و از صبح تا ساعت 5 بعد از ظهر دنبال مجوز بود.واقعا خیييييييييييلی خيييييييييييييلي خيييييييييييلي خيييييييييييلي زحمت کشید یه جورایی همه اردو رو مدیونش هستیم.

دوم باید از آقای رکنی که کارمند روابط عمومی سازمان آب وبرقه تشکر کرد که به نظر من یه آدم فوق العادست!

اگر کمک های ایشون نبود مطمئنا مجوزی هم در کار نبود.

و یک تشکر ویژه ی ویژه از انجمن علمی مواد مخصوصا خانم خادم و آقای پولادوند که واسه اردو یه کمک مالی تپل رسوندن بهمون.

پس تا ۵شنبه..............

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/08/15 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

آغازی برای یک نویسنده...

سلام به همه

امروز ميخوام اولين 87 يي كه تونست عضو شوراي مركزي نويسندگان وبلاگ metalgroup بشه رو بهتون معرفي كنم.

آقاي رامين كاشي ساز

اين افتخاري رو كه نصيبش شد رو بهش تبريك ميگم و اميدوارم بتونيم لحظه هاي خوبي رو با هم داشته باشيم.

فعلا............

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1387/08/06 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

دعوت به همکاری!

سلام به همه متالی های عزیز

توی این چند وقتی که ورودی های جدید وارد دانشگاه شدن و کم کم دارن به دانشگاه عادت میکنن,

نظراتي داشتيم در اين مورد كه 87 ها رو تحويل نميگيريم و ....

بايد بگم روي پيشوني 87 ها كه ننوشته رشتشون چيه؟! پس بايد حداقل خودتون رو معرفي كنيد,اون وقت ببنيد ما كمك ميكنيم يا نه؟!

توي همين پست از تمام ورودي هاي 87 مواد دعوت به همكاري ميكنم.

حالا يا حضوري با اعضاي بلاگ صحبت كنن يا اينكه نظر بدن و ايميل بذارن تا باهاشون تماس بگيرم.

با تشكر از همه.

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: شنبه 1387/07/27 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

تولد تولد


سلام 

این دفعه تولد یکی از نویسنده های گل وبلاگ.متولد ۲۴/۷/۶۸  (  )

دانیال پورجعفر

دانیال جون

تولدت مبارک



نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/07/24 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

++c

چقدر پست میدم من جدیدا!!!!

اینم برنامه c كه به خانم خيرخواه قول داده بودم برسونم دست بچه ها.

هر كس ميخواد دانلود كنه.

cd هم اگه خواست کسی بگه که شنبه بیارم واسش!

اینم لینک دانلود:

دانلود برنامه

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/07/24 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

تولد تولد

سلام.

امروز هم تولد یکی دیگه از پرسپولیسی های گل مواده!

غلامرضا میرشکاری

رضا جون.تولدت مبارک

واسه ماشینت(همون لگن سفیده) که شیرینی ندادی.

شنبه منتظر شیرینی هستیم

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/07/17 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

قضاوت با شما!

سلام.من هیچی نمیگم فقط شما بگین این صحنه آفساید هست یا نه؟!

 اینم یه عکس جدیدتر.دقیق تر و با کیفیت تر!

گل آفسايد استقلول

 

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1387/07/14 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

تولد تولد

امروز هم تولد یکی از دوستای گلمونه! ( ۲۵/۶/۶۸ )

 

کسی که من ۲سال باهاش همکلاس بودم و خیلی باحاله!

البته شاید قیافش یکم غلط انداز باشه ولی واقعا خیلی حال میکنم باهاش..............

آقای امین عبدالله زاده

از این به بعد هم قول میده که تو دانشگاه هم مثل قبلا باحال باشه.

امین جون تولدت مبارک

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1387/06/25 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

احکام...

منقول است که شیخ تبرزین در کتاب جوامع الاراجیف در مذمت کامنت ننوشتن (بله! اون زمان هم وبلاگ بوده) آورده است که

دیدم شخصی وبلاگی را خواند و کامنت ننوشته خارج شد.

 گفتمش:

 

تــو اردکـــــی یا غـــــازی                 امدی زیارت یا که چش چرانی

 

تــو  کــه وبـلاگ میــخوانی                 فـــــارســـی رو هـــم مــیــدانی

 

کــامــنـت بـذار بــراشــان                 نــــگــــن نــا مــهربــــونـــــــی*

*:ماه رمضونه نمیشه الفاظ بدتری استفاده کرد! 

و در مدح کامنت نوشتن آمده است:

هر کس وبی را خواند یا حتی نخواند! و در آن کامنتی نوشت 1024 در 768 ثواب برای او نوشته میشود.( توضیح:رقم سمت راست معرف ثواب در دنیا و رقم سمت چپ ثواب در آخرت است )

آورده اند  که مستحب است با کلیک راست وارد شویم ( میدونم سخته! )

شکیات:

اگر بین دو صفحه شک کردیم در صفحه قبل کامنت گذاشتیم یا نه دو حکم دارد : 

اگر قبل از dc شدن بود احتیاط واجب است که برگردیم و کامنت بگذاریم.اگر بعد از آن بود بنابر احتیاط واجب در ارتباطات بعدی کامنت قرار دهید.

منبع:وبلاگ نسل سوخته

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/06/13 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

عکس.....

سلام به....

به تو متالی عزیز.چطوری یا نه؟

ناراحت نشو با تو هم بودم مکانیکی!

خودتی؟خوب شد دیدمت.داشت برقیا رو یادم میرفت!

به به.عمرانی گل,از این طرفا؟!

کامپیوتریا هم که خیلی مخلصیم!

محتوای پستم یه چیز دیگه بود ولی بنا به درخواست بعضی ها عوضش کردم.یعنی هم پست عوض شد هم عکساش!

چند تا عکس جالب زدم توی ادامه مطلب!

ببین چه ماسک جالبی واسه پوستشون درست کردن!تو هم خواستی بهم بگو تا آدرسش رو بدم  بهت....!

plz ادامه مطلب...........

راستي حتما تو نظر سنجي شركت كنيد تا دوستاي غير اهوازيمون بدونن كي بيان؟!


ادامه مطلب
نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1387/06/10 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

همایش METALGROUP

سلام به همگي!

ببخشيد يه چند وقتي نبودم.سفر بودم.ركورد دانيال رو زدم،شد ۲۶ روز!!!!

دلم واسه همه تنگ شده بود.

توي اين مدت كه نبودم دانيال و خانم پورمهدوي خيلي زحمت كشيدن.

خيييييييييييلي ممنونم از ۲تاشون.

اما كار جديد:

از اونجايي كه ميخوايم نويسنده جديد استخدام! كنيم،پيشنهاد جالبي داشتيم(خانم پورمهدوي پيشنهاد دادن)

ما يه همايش بلاگ نويسي برگزار ميكنيم يعني يه نويسنده ي آزمايشي ميزنيم تو بلاگ و شركت كننده ها با اکانت اون طی روز های همایش (۲ یا ۳ روز) پست ميدن!

بهترين شركت كننده ها از ديد شما بازديد كننده هاي عزيز نويسنده ميشن!

پس كساني كه خواهان شركت هستند توي نظرات اعلام كنن!

(نه فقط برای اینکه نویسنده بشین.اگه دوست دارین تو وبلاگ خودتون مطلبی رو با نام خودتون ثبت کنین.این فرصت خوبیه)

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: پنجشنبه 1387/05/31 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

مسابقه ي پيامك metal group

سلام به تمام بازديد كننده هاي metal group

همونطور كه وعده داده بودم يه مسابقه قراره برگزار بشه.و اما شرح مسابقه:

مسابقه از اين قراره كه شما توي قسمت نظرات اين پست بهترين پيامكي رو كه تا حالا ديدين مينويسين.بعد ما يه گروه كارشناسي! تشكيل مي ديم و پيامك هاي برتر رو انتخاب مي كنيم و براي نظر سنجي قرار مي ديم.با نظر شما پيامك برنده انتخاب و احتمالا (اگه بودجش تامين بشه!) به شخص برنده جايزه مي ديم.قبل از شروع حتما قوانين مسابقه رو بخونيد.

قوانين مسابقه:

1...... قانون اول رو با مشورت با بزرگان! برداشتيم.

2.هر فرد حداكثر ميتونه 4 تا پيامك رو بنويسه.

3.اگر يه پيامك توسط دو نفر نوشته بشه حق را به كسي مي ديم كه زودتر نوشته.

4.مهلت شركت در مسابقه 7 روزه.

خدايا ما رو از بي خوابي نجات بده

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: شنبه 1387/04/22 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

از مواد چمران به تمام چمران!

سلام به همگی

توی این روزا تعداد بازدیدا نسبتا خوب بود اما تعداد نظرات نسبت به تعداد بازدید کم!

این موضوع احتمالاً به خاطر دیر آپ شدن پست هاست!

حالا میخوایم تصمیم های جدیدی بگیریم.البته برای این تصمیم ها به کمک همه نیاز داریم.

پس اینجا پیشنهادات خودتون رو برای کارای جدید توی بلاگ بنویسید.

مثلا یه پیشنهاد برگزاری مسابقه ی پیامک بود که به زودی برگزار میشه!

منتظر نظرات همه هستیم.ممنون از همه نظرات.....

فعلا ادامه مطلب plz ....


ادامه مطلب
نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: سه شنبه 1387/04/18 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

اینطوری نمیشه!

با سلام خدمت همه ي بچه هاي متالي و غير متالي

این پست عوض شده!

.................................................

دعا میکنم دیگه از این دعواها پیش نیاد 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: شنبه 1387/04/15 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

تولد تولد نیست!

انعکاس زندگی

پدر و پسري داشتند در كوه قدم ميزدند كه ناگهان پاي پسر به سنگي گير كرد، به زمين افتاد و داد كشيد: آ آ آ آ آ آ آي!!!

صدايي از دور آمد:آي!

پسرك با كنجكاوي فرياد زد: كي هستي؟

پاسخ شنيد: كي هستي

پسرك خشمگين شد و فرياد زد: ترسو!

باز پاسخ شنيد: ترسو!

پسرك با تعجب از پدرش پرسيد: چه خبر است؟

پدر لبخندي زد و گفت: پسرم، توجه كن و بعد با صداي بلند فرياد زد: تو يك قهرمان هستي.

صدا پاسخ داد: تو يك قهرمان هستي.

پسر باز تعجب كرد. پدرش توضيح داد: مردم ميگويند كه اين انعكاس كوه است ولي اين در حقيقت انعكاس زندگي است. هر چيزي كه بگويي يا انجام دهي، زندگي عيناً به تو جواب مي دهد.

اگر عشق را بخواهي، عشق بيشتري در قلبت به وجود مي آيد و اگر به دنبال موفقيت باشي، آنرا خواهي يافت. هر چيز را كه بخواهي، زندگي همان را به تو خواهد داد.

منبع:  وبلاگ اميدت به خدا باشه

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/04/12 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?


سلام به همه متالوژيست هاي عزيز(ديگه نگفتم موادي ها).

اميدوارم همه حالشون خوش باشه!

اينطور كه از وضع نظرات و تعداد بازديدها پيداست انگار همه دارن تو فرجه ها حسابي درس مي خونن و بر و بچس مواد ميخوان  واسه امتحانات بتركونن .

نمره هاي رياضي و فيزيك ميان ترم رو هم كه اعلام كردن ، تا اونجايي كه من ديدم نمره هاي فيزيك خيلي جالب بودن (( خوش به حال اونايي كه حذف كردن )). البته استاد موسوي گفته نمره هاي ميان ترم و پايان ترم رو با هم اعلام ميكنه!!!!!

راستي بگم كه كلاس حل تمرين استاتيك قرار شد 25 / 3 / 87 برگزار بشه.از ساعت ۱۴:۳۰ تا ....

البته شايعاتي هم بود كه كلاس ديروزه ولي اين شايعات بي اساس بود و همش تقصير رضا ميرشكاري و يكي ديگه بود .(نمي خواستم از اعضاي شوراي نويسندگان بلاگ انتقاد كنم)

ميخواستم محل برگزاري امتحانات رو بزنم تو بلاگ ، ولي ديدم همه هر روز ميرن دانشگاه بي خيالش شدم.

پس تا كسي حواسش نيست يه چند تا مطلب جالب بزنيم تو بلاگ.البته تو ادامه مطلب.

تا پست هاي بعدي bye


ادامه مطلب
نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/03/22 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

جواب مسابقه ی شماره 2

بازم سلام.امیدوارم حال همه خوب باشه.

و اما جواب مسابقه ۲:

عکس شماره ۱ :معلومه که عکس خانوم ساغر قاسمیه!

عکس شماره ۲ : شاید سخت ترین گزینه باشه ولی باید بگم که این عکس متعلق است به خانوم شیرین حاجی حسن زاده.

عکس شماره ۳ :این عکس هم سخت بود ولی عکس خانوم مریم باقری بود.

عکس شماره ۴ :این عکس خیلی تابلو بود. آقای مسیح صالحی.

عکس شماره ۵: این کوچولوی تپل و خوشکل کسی نیست جز خودم. محمد پیرنیا.

عکس شماره ۶: اینم عکس رضا میرشکاریه!گوگولییییییییی!

و اما نظرات شما:

عکس شماره ۱: ۸ نفر درست حدس زدن

عکس شماره ۲: ۰ نفر درست حدس زدن

عکس شماره ۳: ۲ نفر درست حدس زدن

عکس شماره ۴ : ۶ نفر درست حدس زدن

عکس شماره ۵ : ۰ نفر درست حدس زدن(بعضیا گفتن علی اشعریه!!!!!!)

عکس شماره ۶ :  ۴ نفر درست حدس زدن

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1387/03/05 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

روزی روزگاری متالورژی II

 

سلام

ما که دیدیم پست قبلی برنده نداشت گفتیم بذار ارزش مادی جایزه رو بالاتر ببریم  شاید بچه ها یخورده هم که شده به مغزشون فشار بیارن.

 

در مورد عکس شماره 2 هم هیچی نپرسید. اگه ادعاتون میشه خیلی دوستاتونو میشناسید بگید کیه.

 

عکس شماره یکعکس شماره دوعکس شماره سه

 

 

 

 

 

 

                                             2    

 

 

  

عکس شماره چهارعکس شماره پنجعکس شماره شش

 

 

 

 

 

 

                                           5                                   6

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1387/02/25 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

جواب مسابقه ی شماره 1

سلام خدمت همه متالوژیستای عزیز

اولین مسابقه تشخیص چهره ی ما با عنوان روزی روزگاری متالورژی برگزار شد.عکسای این مسابقه یه مقدار تابلو بودن یعنی راحت میشد تشخیص داد هر عکس مربوط به کیه!(البته به جز مورد ۶)

و حالا جواب مسابقه:

عکس شماره ۱ : این که دانیال پورجعفر ه.البته سرعت رشد دانیال یه مقدار پایینه و شماره ۲ توضیحات در موردش صدق نمیکنه!

عکس شماره ۲ : این عکس هم مرتضی آل حسینی بود .همون آله خودمون.شباهتش کمتر از بقیه عکسا بود.برعکس دانیال سرعت رشدش خیلی  زیاد بوده ماشالله.

عکس شماره ۳ : این عکس هم که متعلق به استاد سببی بود.خیلی چیزا میشه نوشت در موردش ولی آخه کریستال ۳ واحد و نوشتن در مورد استاد بس خطرناک.

عکس شماره ۴ :دیگه از این تابلو تر نمیشه. محمد دناک .رضا راست میگه خیلی بزرگ به نظر میاد.

عکس شماره ۵ : خداییش اینم خیلی تابلو بود.محمد رضا شایان صاحب این عکسه.

و اما عکس شماره ۶ : هنوز تحقیق و بررسی کارشناسان چهره شناسی در مورد این عکس ادامه دارد.

با توجه به عکس شماره ۶ ما برنده ای نداشتیم چون باید نوشته میشد این عکس گزینه اضافی است(چه ایراد بیخودی!)

  خانم برهان تلاش خوبی داشتن  ولی متاسفانه  نتونستن برنده ما باشن!(آخه میخوایم از زیر جایزه دادن فرار کنیم)

طی دو سه روز آینده پست بعدی رو میزنیم . اون پست یه کم سخت تره! از حالا تمرینای خودتون رو شروع کنید که روز مسابقه آماده باشین.

فعلا bye تا پست بعدی....

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1387/02/23 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

تولد ... تولد...

سلام

امروز سالروز ولادت! يكي از متالوژيست هاست(اينم نوشتم كه نگم موادي)

در تاريخ 20 / 2 / 1368 در استان خوزستان وشهر شوشتر ديده به جهان گشود.در اين شهر بزرگ شد وبزرگ شد وبزرگ شد ... تا الان اينقدر شده!

در سال 86 و در اتفاقي بسيار عجيب و باور نكردني "" آقاي محمد دناك "" در رشته مهندسي مواد دانشگاه چمران اهواز قبول شدند.

ايشان هم اكنون نيز در اين دانشگاه حضوري برجسته دارند.

در اردو هم ايشان توانستند از جناب آقاي علي اشعري عنوان  دلقك دومي اردو را دريافت نمايند.اين بزرگترين افتخار كسب شده توسط ايشان بوده است.

البته آقاي محمد دناك توانسته اند مقام اول  اروپا  را در رشته بدمينتون كسب كنند!!!!!!!!!!!!!!

خوب بعد از اين همه اظهار لطف به ايشون :

محمد جان تولدت مبارك

 


حالا گذشته از شوخي محمد يكي از بر وبچس گل مواد كه همه دوستش دارن و واقعا يه همكلاسيه استثناييه!

 

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: جمعه 1387/02/20 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

تولد .... تولد ....

هر چی داریم جلوتر میریم داره کم کم فکرای جدیدی به ذهنمون می رسه.البته خوشحال میشیم بقیه هم تو فکر کردن به ما کمک کنن.(که البته تا حالا این اتفاق نیفتاده!)

این بار در اقدامی جدید تصمیم به تبریک سالروز ولادت(همون روز تولد) بچه ها گرفته ایم.

فقط خیلی خوش به حال اونایی میشه که تولدشون توی تابستونه!چون خیلی راحت میتونن از شیرینی دادن فرار کنن.(با تشکر از آقای موسی عامریان که اولین شیرینی تولد رو روز اردو دادن به همه)

کسی هم اگه دوست داره عکس دوران کودکیش رو به ما بده که بزنیم تو بلاگ ما آماده ایم و قراره در این مورد یه مسابقه هم تو بلاگ راه بندازیم.

فعلا تا تولد اولین فرد خوش شانس .........

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: سه شنبه 1387/02/10 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

به به ... به به

سلام به همه بر و بچس با حال همکلاسی و البته غیر همکلاسی

این اولین پستم بعد از اردو هست.این اردو واقعا فوق العاده بود و باعث اتفاق های خوبی شد.

مهمترینش این بود که یه نویسنده جدید به بلاگمون اضافه شد و از همین جا این افتخار بزرگی !!!!!! رو که نصیب خانم قاسمي شده رو بهشون تبریک میگم.چون الان ايشون عضو شورای مرکزی نویسندگان وبلاگ دانشجویان گروه مواد دانشگاه چمران اهواز شده اند.(wow) 

يه مورد ديگه اينكه قالب جديد گذاشتيم.البته خيلي دردسر داشت تا تونستم جورش كنم.در مورد قالب هم نظر بدين لطفا كه ببينيم خوبه يا ...

آها داشت يادم مي رفت.كم كم داره امتحان هاي ميان ترم شروع ميشه و ... . حالا اون .... رو هر جور دوست دارين پر كنين.برا من كه فرقي نداره.يعني فردا اكستاتيك داريم!!!!!

یه دعوت به همکاری هم میدم(به جای امین پورکاوه).هرکس مطلبی داره میتونه به ایمیل من بفرسته و من با اسم خودش وارد بلاگش میکنم.  mohammd.p68@gmail.com

فعلا خداحافظ تا پست هاي بعدي!

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1387/02/02 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

کارگاه!

بازم سلام.

نتیجه ی نظر سنجی این شد که چهارشنبه نمیریم کارگاه و هرکس هم بره واقعا .... و .... و ..... و ...... است.

۲۵ ٪ گفتن میرن دانشگاه

۶۶.۶٪ گفتن که نمیرن

۸.۴٪ هم گفتن به شرایط بستگی داره

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1387/01/12 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

یادنامه

رتبه ی ۲۱ کنکور بودن.برق خونده بودن تو دانشگاه شریف.به خاطر علاقه ی زیادشون به ریاضی معلم ریاضی شده بودن.از ساعت ۶ صبح تا ۲ شب یکسره کلاس داشتن.همه میگفتن هر کس به جای ایشون بود نمیتونست.

یادش به خیر انگار همین دیروز بود که رفتیم سر کلاس کنکور دیفرانسیل استاد رامین وطن طلب

انگار همین دیرز بود که داشت میگفت بچه این روش وطنه.انگار همین دیروز بود که میگفت می خوام یه نکته بترکون کنکوری بگم.انگار همین دیروز بود که گفت بچه ها برای عید می خوام با خانواده برم شیراز.

و ... انگار همین دیروز  به ما خبر دادند استاد رامین وطن طلب تو جاده شیراز تصادف کرد و با زن و بچه ۳ ساله اش همه فوت کردن.

امروز یکسال از اون موضوع تاسف بار میگذره و با نوشتن این پست میخوام بگم:

رامین عزیز همواره به یادت خواهیم بود 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: شنبه 1387/01/10 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

من دیگه کاملا از زندگی سیر شدم......

بازم سلام.

بحث تو این چند روزه بالا گرفته و منم چند باری تهدید به مرگ شدم.ولی از اونجایی که دوست ندارم کم بیارم یه پست دیگه هم مینویسم.البته مخصوص آقایان

خانم ها هم اگه جنبه انتقاد دارن میتونن ببینن!

لطفا ادامه مطلب......


ادامه مطلب
نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/27 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

بازم هوس دعوا کردم.......!

-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

-
اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!

-
يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

-
يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

-
دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

-
دخترا مي خوان سر پسرا کلاه بذارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن!

-
نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

-
دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره.
 
-
دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!

-
پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.

-
دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

-
شرمنده . شماره ۱۵ خیلی ..........هست و اگه بنویسم وب فیلتر میشه !

-
اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک جمع فقط سوتي ميدن!

-
پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!

-
يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

-
دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!!

-
بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!!

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/26 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

کی چطو کار میکنه!

مهندسین الكترونیك كارهایشان را با "ظرفیت" بالا انجام می دهند.

مهندسین برق كارهایشان را با "توان" بالا انجام می دهند.

مهندسين مواد كارهايشان را "با مصرف كمترين مواد اوليه "انجام مي دهند.(مثلا يك گرم)

مهندسین شیمی كارهایشان را با كمترین "انرژی فعال سازی" انجام می دهند.

مهندسین مكانیك كارهایشان را با "انرژی" كمتر و "بازدهی" بیشتر انجام می دهند.

مهندسین عمران كارهایشان را با "مقاومت" بیشتر انجام می دهند.

مهندسین نرم افزار كارهایشان را با "تكرار" بیشتر انجام می دهند.

مهندسین سخت افزار كارهایشان را را "سازگاری" بیشتر انجام می دهند.

مهندسین شهر سازی كارهایشان را "چشم بسته" انجام می دهند

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1386/12/22 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?


لغت نامه مهندسين

1.      این بستگی دارد به ...... یعنی: جواب سوال شما را نمی دانم!

2.      این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسی فهمیده شد. یعنی: این موضوع را بطور تصادفی فهمیدم!

3.      نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است. یعنی: دستگاه كار می كند و این برای ما تعجب انگیز است!

4.      كاملا انجام شده یعنی: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ریزی شده !

5.      ما تصحیحاتی روی سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنی: تمام طراحی ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ایم!

6.      پروژه بدلیل بعضی مشكلات دیده نشده، كمی از برنامه ریزی عقب است. یعنی: تاكنون روی پروژه دیگری كار می كردیم!

7.      ما پیشگویی می كنیم..... یعنی: 90 درصد احتمال خطا می رود!

8.      این موضوع در مدارك علمی تعریف نشده. یعنی: تاكنون كسی از اعضا تیم پروژه به این موضوع فكر نكرده است!

9.      پروژه طوری طراحی شده كه كاملا سیستم بدون نقص كار می كند. یعنی: هرگونه مشكلات بعدی ناشی از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10.  تمام انتخاب اولیه به كنار گذاشته شد. یعنی: تنها فردی كه این موضوع را می فهمید از تیم خارج شده است!

11.  كل كوشش ما برای اینست كه مشتری راضی شود. یعنی: ما آنقدر از زمان بندی عقبیم كه هر چه كه به مشتری بدهیم راضی می شود!

12. تحویل پروژه برای فصل آخر سال اینده پیش بینی شده است. یعنی: كه تا آن زمان ما می توانیم مقصر تاخیر در اجرای پروژه را كسی از میان تیم كارفرما پیدا كنیم!

13.  روی چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستیم. یعنی: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه كنیم!

14.  تا چند دقیقه دیگر به این موضوع می رسیم. یعنی: فراموشش كنید، الان به اندازه كافی مشكل داریم!

15.  حالا ما آماده ایم صحبتهای شما را بشنویم. یعنی: شما هر چه می خواهید صحبت كنید كه البته تاثیری در كاری كه ما انجام خواهیم داد ندارد!

16.  بعلت اهمیت تئوری و عملی این موضوع...... یعنی: بعلت علاقه من به این موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنی: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتی كه شما باید بعد از مطالعه به آن برسید،‌ نبوده اند!

18.  بقیه نتایج در گزارش بعدی ارائه می شود. یعنی: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

19.  ثابت شده كه .... یعنی: من فكر می كنم كه .....!

20.  این صحبت شما تا اندازه ای صحیح است. یعنی:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

    21.  در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم كرد. یعنی: ازجزئیات كار اصلا اطلاع ندارید!

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/20 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

جوابيه2!

بازم سلام

خيلي ممنون از همه نظرات  ولي  نميدونم خداييش چيکار کرديم که اينقدر دشمن داريم...به هر حال فقط ميخواستم بگم اگه کسي نظري در مورد بلاگ داره ميتونه خيلي راحت بياد و به ما بگه لازم نيست هر حرفي تو بلاگ زده بشه.

البته اگه کسي از روي دلسوزي حرفي بزنه مشکلي نيست ولي مشکل اينه که فقط ميخوايم همديگه رو خراب کنيم و اين خيلي بده!

بازم منتظر نظرات همه دوستان هستيم...

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/19 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

دفاعيه!

سلام.با مشكلاتي كه به وجود اومدبايد يه چيز رو بگم:

من از تمام نويسنده هاي اين بلاگ و همه مطالبي كه مينويسن واز نظراتشون كاملا دفاع ميكنم و تمام مسئوليت و عواقبش رو هم به عهده ميگيرم.

اينو نوشتم تا شايد خيلي ها كه از دستم ناراحت شدن منو ببخشن!

ممنون از  نظرات همه دوستان.

البته ببخشد اگه شبيه نطق انتخاباتي شد.

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1386/12/15 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

!!!!!!!!!!!!!!!

امروز یه اتفاقایی افتاد که خیلی ها رو شناختم.البته این رو هم فهمیدم که در مورد بعضی ها هم اشتباه فکر میکردم.به هر حال.با همه این اتفاقا من میگم که ما کاری رو که شروع کردیم بهش اعتقاد داریم با همه مشکلاتشم میسازیم.فقط از همه یه درخواست دارم.اونم اینه که جو خوبی که الان داره ایجاد میشه رو خراب نکنن!

فعلا............ 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: سه شنبه 1386/12/14 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

بازم تشكر!

چند تا توصيه به خاطر بلاگمون:

۱-از ابراز محبت بيشمار امين و دانيال تشكر ميكنم.اگه خواستين يه پست ميدم هر كس خواست بياد هر چي دلش خواست به من نسبت بده.میشه هم فراخوان عمومی داد تو دانشکده!!!!

۲-از كجا معلومه quick share آقا باشه كه اينقدر خانم داعي شاكي شدن!

۳-انگار دوباره بايد يه تاپيك نكات اخلاقي برم.كار داره به جاهاي باريك ميكشه.

۴---------------------- از همه کامپیوتری های عزیز معذرت خواهی میکنم

۵- لطفا نظراتتون جوري نباشه كه مجبور بشم حذفشون كنم.البته تا الان كه اين كار رو نكردم!

۶-ببخشيد كه تريپ شاكي اومدم.سعي ميكنم تكرار نشه!

فعلا....

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/13 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

تشکر!

سلام

خواستم از امین پورکاوه تشکر کنم که دیشب حسابی ترکوند و روی هممون رو سفید کرد

ایول امین.دمت گرم.خیلی مردی

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/12 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

لطفا آقايون شاكي نشن،واقعيته!

دخترا:
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
-
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرا:
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن،تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
لباس ميپوشن ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن دنبال كيسه نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيمانده تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
بلند ميشن نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچه تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
حالا وقت خوبي برا نيمرو خوردنه!!!!!!!!!!!!!

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: سه شنبه 1386/12/07 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

تبریک!

سلام

با یه روز تاخیر روز (( سپندار مذگان )) رو بهتون تبریک میگم

این روز همون چیزیه که خارجیا بهش میگن والنتاین . ولی ایرانیای باستان روز ۵ اسفند رو روز عشق و دوستی میدونستند!

ببینید ما چه پیشینه تاریخی قوی داریم بعد میایم میگیم والنتاین مبارک!!!!!!!

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/06 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

کی چطور درس میخونه!

تفاوت درس خوندن پسرا و دخترا

دخترها: اونا واقعاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند.هميشه باعث ميشن نمرات كلاس نره رو نمودار چون تو امتحاني كه همه 10 ميشن يكيشون ميشه 19.عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند. يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشون و دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه تعريف مي كنند.

و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش
بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد از سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به استاد ابراز محبت ميكنن مي گن اينارو درس نداده.خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گن كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خراب ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي.

قسمت پسراش طولاني تر شد چون هر كس راجع به خودش بهتر ميتونه بحرفه!

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: شنبه 1386/12/04 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

هیچی نگم بهتره!

اینم یه توضیح خفن از رشته متالوژی!

(حالا خودمونیم ها،خداییش نویسنده خیلی حال داده به رشتمون!)

علم شناخت و استخراج فلزات و هنر کار روی آنها را متالوژی می‌‌گویند. این علم جداسازی مواد معدنی از سنگ معدن آنها ، ذوب ، تصفیه و تولید شمش ، بهبود خواص و تهیه آلیاژها و فن کاربر روی فلزات و شکل دادن آنها را دربر می‌‌گیرد.


از زمانی که انسان فلز را شناخت، متالوژی را به عنوان یک هنر فرا گرفت. صنعت متالوژی از دیر باز در جهان به عنوان یک صنعت مادر شناخته شده و با پیشرفتهای روز افزون تکنولوژی نقش آن اشکار می‌‌گردد. تحقیقات باستان شناسی نشان می‌‌دهند که اولین اقوامی ‌که موفق به کشف و استفاده از آن شدند، ساکنان فلات ایران بودند

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: جمعه 1386/12/03 ? موضوع: متالورژی ? لينک اين پست ?

یه مطلب ادبی!

بازم سلام

از همه کسانی که نظر دادن خیلی ممنون.خدا کنه بقیه هم بیان نظر بدن.

فکر کردم اگه اولین تاپیک بلاگ رو با چند تا شعر قشنگ شروع کنیم بد نباشه.

 زندگی مجذور آینه است/زندگی گل به توان ابدیت/زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما/زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفس هاست

چرا گرفته دلت،مثل آنکه تنهایی/چقدر هم تنها!/خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی/دچار یعنی/عشق/وفکر کن که چه تنهاست /اگر ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد/چه فکر نازک غمناکی!

سهراب سپهری

نمبدانم پس از مرگم چه خواهد شد/نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت/ولی بسیار مشتاقم،که از خاک گلویم سوتکی سازد/گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی/دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد/و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد/بدین سان بشکند در من،سکوت مرگبارم را!

دکتر علی شریعتی

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: جمعه 1386/12/03 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

آغازيه!!!!!

به نام خدا

سلام

اون بالا نوشته كه اين وبلاگ ماله بر و بچس مواد ۸۶ چمرانه!(البته اين كه تابلو بود)

با اين كار ميخوايم بيشتر فعال باشيم و با هم بيشتر آشنا بشيم.

ميتونيم بحث درسي هم داشته باشيم.

هركس هم مايل به همكاريه اسمش رو تو قسمته نظرات بنويسه.

منتظر پيشنهاداتون هستيم.

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: دوشنبه 1386/11/29 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?


CopyRight| 2009 , metalgroup.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: TEMPHA.COM