تبليغاتX
وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز


وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز

مصائب دانشگاه

سلام

امروز رفتم دانشگاه.مظلوم نمرات نهایی محاسباتو زده بود و کلیم به همه ارفاق کرده بود.البته اگه خبر قدیمیه ببخشید من اهواز نبودم خبر نداشتم.دانشگاه هم هیچ خبری نبود.کل دانشگاهو ریختن به هم.دارن راه پله ها رو سنگ می کردن.

یه چیزه دیگه.کسایی که اصول متال برداشتن یادتون نره اگه به تاریخ جدید امتحان ( 26/10/88  ساعت 14) اعتراض دارید تا 15 شهریور بیشتر وقت ندارید که اعتراض کتبیتونو بدید به  دک. رنجبر. باید بگم که این تاریخ نزدیک امتحان پدیده ست.

خوش بگذره

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1388/05/21 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

عکسهایی از شهر اهواز

این عکسارو چند شب پیش از کیانپارس گرفتم

خوب لذت ببرید که جایی گیر نمیاد!

 




 

اهواز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهواز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 


همین سه تا عکس رو با کیفیت خیلی بالاتر میتونید از اینجا بگیرید

اهواز1    اهواز2      اهواز3

 

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: یکشنبه 1387/11/27 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

ماجراهای گروه دکی های دودره باز!!!!


سلام

دیروز رفتم دانشگاه خبری نبود یعنی فقط کمری نمرهاشو داده بود

رضاییان هم گفت نهایتا تا چهارشنبه نمرهاتونو میدم

به گفته خانوم کمایی دهمل هم دوشنبه با نمرها میاد

یه چیز بگم دپ بزنید

کمایی گفت برگه های خواص رو دک.ریحانیان تصحیح میکنه...

دک. لطفی قبل از رفتنش سوالارو طرح کرده داده رنجبر.فعلا هم رفته خانومشو بیاره تا اوایل اسفند هم نمیاد

به دک.ریحانیان که گفتیم شما قراره برگه ها خواصو...

یخورده من و من کرد گفت نه اسکن میکنیم میل میزنیم آلمان.دک.لطفی تصحیح میکنه میده رنجبر نمره هارو.

(ما هم تو دلمون گفتیم خودتی دکی...)


نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: یکشنبه 1387/11/06 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

قهرمان


پهلوان حاج مهندس غلامرضا میرشکاری


قهرمانیت رو در مسابقات پاورلیفتینگ آسیا در دسته 90 کیلوگرم تبریک میگیم.

به امید موفقیت های دیگه






نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: شنبه 1387/09/16 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

چند پند...

 پند اول
.بوقلموني،گاوي بديد و بگفت: در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم
گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز كني
بوقلمون خورد و بر شاخي نشست
تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد
تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاكش نمود
نتيجه اخلاقي
با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليك در بالا نماني


پند دوم
.گنجشكي از سرماي بسيار قدرت پرواز از كف بداد و در برف افتاد
.گاوي گذر همي كرد و تپاله بر وي انداخت
.گنجشك ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد
.گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشك بدندان بگرفت و بخورد
نتيجه اخلاقي
. هر كه گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد
.هر كه از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد
.گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان


پند سوم
خرگوش از كلاغي بر سر شاخه پرسيد
كه آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟
كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه
خرگوش بنشست بي حركت
.روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد
نتيجه اخلاقي
. لازمه ي نشستن و كار نكردن بالا نشستن است


پند چهارم
براي تعيين رئيس، اعضاء بدن گرد آمدند
مغز بگفت كه مراست اين مقام كه همه دستورات از من است
سلسله اعصاب شايستگي رياست، از آن خود خواند
كه منم پيام رسان به شما ، كه بي من پيامي نيايد
.ريه بانگ بر آورد
هوا، كه رساند؟ ... من، بي هوا دمي نمانيد، پس رياست مراست
و هر عضوي به نحوي مدعي
، تا به آخر كه سوراخ مقعد دعوي رياست كرد
اعضاء بناي خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند
.اختلال در كار اعضاء پديدار گشت
.روز هفتم، زين انسداد جان ها به لب رسيد و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به
رياست رسيد
 

نتيجه اخلاقي
.چون لازمه ي رياست علم و تخصص نباشد، هر سوراخ مقعدي رياست کند...

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: سه شنبه 1387/07/02 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

صندلی داغ METALGROUP (مرتضی آل حسینی)

مرتضی آل حسینی


یکم از خودت بگو

متولد 29 آذر 67

اصالتا اصفهانی هستیم.یه خواهر دارم سه تا برادر.



ادامه مطلب
نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: شنبه 1387/06/23 ? موضوع: صندلی داغ ? لينک اين پست ?

زیارت قبول










نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1387/06/20 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

داستان کوتاه

 

از علاقه مندان به داستان نویسی دعوت میشه پیگیر این پست بشن.
قضیه از این قراره که من چند خط  اول یه داستان نا نوشته رو مینویسم شما هم با رعایت قواعد بازی و با توجه به تجربیات و خاطرات خودتون ادامش میدید.

1 کسی نمیتونه تا دوتا نظر بعد از خودش دوباره نظر بده.یعنی نمیتونه چندتا نظر پشت سر هم بذاره.
2  داستان کوتاهتون نباید به فعل یا نقطه ختم بشه.
3   باید از 2 جمله بیشتر و از 12 جمله کمتر باشه.
4   اگه با اسم مستعار داستان رو ادامه بدین ( ترجیحا این کارو نکنید) و کسی (از بچه ها) دلخور بشه نظرتون حذف میشه.
5   خواهش میشه خیلی جرات بخرج ندیدن و نیاین با اسم مستعار تو ذوق بچه ها بزنید.
6   نظراتی که با داستان ارتباطی نداشته باشه پاک میشه.انتقاد پیشنهاد و نظراتتون رو بصورت خصوصی بذارید
7   فقط فارسی تایپ کنید.




 

رانین یک پسرک ۱۸ ساله با ظاهری ۱۴-۱۵ ساله بود.  برخلاف تصور خودش در رشته مهندسی مواد قبول شد.روز ثبت نام با خوشحالی از دیدن چند تا از بچه های دبیرستان اسمشو ثبت کرد و کم کمک داشت دانشجو می شد

اما ظاهر  کم سن و سالش هم خوب بود هم بد...

چرا بد ؟ چون خیلی به چشم مییومد هرجا می رفت با نگاه ها و پرسش های ( اکثرا : ببخشید شما دانشجویی؟؟؟!!!!) تعجب آمیز روبرو میشد.دم در دانشگاه روزای اول مجبور بود همیشه برگه انتخاب واحد رو توی جیب شلوارش بذاره تا سریع به دربان نشون بده و ۳ ساعت هم اون وهم خودش رو الاف نکنه اما بعدش نه.مجبور بود هرجا می ره ۳ ساعت توضیح بده که بخدا ۱۴ سالم نیست.مجبور بود...

چرا خوب ؟ بگذریم...

خلاصه به هر زحمتی بود روزگارشو میگذروند. یکی از روزای اول کلاس ریاضی ۱ استاد محمدیان واسه حل یه تمرین داوطلب شد و رفت و حلش کرد وقتی داشت برمی گشت سر میزش محمدیان ازش پرسید متولد چندی رانین؟ اون گفت : ۶۸  محمدیان هم خندید و گفت من سال ۶۸ دیپلم گرفتم .

این یه نمونه کوچک و آغاز ...

از اینجا به بعد رو خودتون بنویسید.

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: پنجشنبه 1387/06/07 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

صندلی داغ METALGROUP (علی اشعری)

 

خودتو معرفی کن؟

علی اشعری  متولد 5 اردیبهشت 68 تهران

 خونواده 4 نفره



ادامه مصاحبه


ادامه مطلب
نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: یکشنبه 1387/05/27 ? موضوع: صندلی داغ ? لينک اين پست ?

beijing 2008 : one dream ,one world

 

حتما امروز افتتاحیه المپیک پکن رو دیدین هر چند که مرتب قطع میشد و تصویر استاد خیابانی رو ملاحظه میکردیم(!!!!!).اما بازم دستشون درد نکنه که کامل نشون دادن تا ما احساس عقب موندگی از دنیا بمون دست نده.

این عکسها نوازنده پیانو لانگ لانگ رو نشون میده که با دختر بچه ای ۲-۳ ساله مشغول اجرای آهنگ بود.

میبینید موسیقی حتی توی مهمترین رویداد ۱۰۰ ٪ ورزشی جولان میده.

بگذریم موقع دیدن افتتاحیه باخودم فکر می کردم چند سال دیگه ما میتونیم ادعا کنیم که می خوایم میزبان المپیک باشیم؟یا چند سال دیگه طول میکشه تا بتونیم همچین مراسمی رو ترتیب بدیم؟تازه اون موقع باید ببینیم اونا میتونن چه تکنیک های جدیدی تو این مراسم ها پیاده کنن...

به نظر شما چند سال طول میکشه؟

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: شنبه 1387/05/19 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

عشق سال های وبا!(کتاب)

عشق سالهای وبا

نوشته گابریل گارسیا مارکز    برگردان کیومرث پارسای

داستان فلورنتینو ی فلک زده ای که پنجاه و سه سال و چهارده روز

 عشقشو توی دلش زنده نگه میداره واسه دختر اشرافی گربه صفتی که

خواستگاردکترش رو به اون ترجیح میده .و آخرش هم...

پ.ن :بابت کیفیت بد اسکن جلد شرمنده .حجمش خیلی زیاد می شد.

 

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: پنجشنبه 1387/05/17 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

صندلی داغ METALGROUP (رضا میرشکاری)

سلام

این هفته  یک مهمان ویژه داریم که همه اونو می شناسیم.آقای غلام رضا میر شکاری.

خب آقا رضا یه خلاصه ای  از خودت برامون بگو تا بیشتر باهات  آشنا بشیم.

-من ۱۷/۷/۶۸ در شیراز به دنیا اومدم.البته توی شناسنامه ۳۰/۶/۶۸ .یک خواهر دارم.بعد از دبیرستان همون سال اول با رتبه۶۰۲۴ منطقه ۱ از اون جایی که به رشته متالورژی علاقه داشتم اکثر انتخاب ها رو متالوژی زدم تا الان که همکلاس شماهام.



ادامه مطلب
نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: سه شنبه 1387/05/15 ? موضوع: صندلی داغ ? لينک اين پست ?

عشق سال های وبا!

عشق سرخ است

سرخ سرخ به رنگ خون

با همان صلابت که از عقیق زخم سینه به بیرون می تراود

و شقایق لاله بر گستره زمین می پروراند.

عشق آبی نیست

اگر اندوهی دارد میرا و فانی

و شادیهایش اما جاودانی است!

هرگز نمی میرد

جان می بخشد

وگاهی نیز جان می ستاند.

ولی همیشه زنده است!

از مقدمه کتاب { عشق سال های وبا }

 

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: سه شنبه 1387/05/15 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

تحصن در دانشگاه زنجان(می دونم قدیمیه ولی باید گفته میشد)

 

 

در حالی که پایگاه های خبری رسمی سکوت سنگینی پیش گرفته اند، خبر موثق دریافتی از دانشگاه زنجان حاکیست از شب گذشته به دنبال متهم شدن یکی از معاونان این دانشگاه به تصمیم به برقراری ارتباط نامشروع اجباری با یکی ازدانشجویان دانشگاه، این دانشگاه در التهابی بی سابقه به سر می برد. /ا
بنا به نوشته "خبرنامه امیرکبیر"، "دکتر حسن مددی، از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود، او را تحت فشار قرار داده بود تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته این دانشجوی دختر در حالی که یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامی که معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود، دانشجویان به دفتر وی یورش برده و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. به دنبال افشای این مساله و تهدیدات معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، بیش از
۳۰۰۰ نفر از دانشجویان شب گذشته تجمع کرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی، و دکتر نداف، رئیس دانشگاه زنجان شدند. مددی پیش از این نیز از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه زنجان را بر عهده داشته است". /ا
خبر دریافتی حاکیست که امروز رییس دانشگاه توسط دانشجویان مضروب شده و دانشجویان طی شب گذشته اقدام به شکستن شیشه های دانشگاه کرده اند. دانشجویان همچنین از کارمندان دانشگاه خواسته اند محل کار خود را ترک کنند و احتمال این که خسارت وارده به دانشگاه طی ساعات آینده گسترش یابد، بالاست. امتحانات کلا لغو و دانشگاه عملا تعطیل شده است
. /ا

 

آپ دیت دوم: یک منبع خبری اعلام کرد که انتشار این خبر با توجه به سوابق دکتر مددی، همه را متحیر کرده است. خبر دیگری حاکیست فیلم تهیه شده توسط دانشجویان از طریق بلوتوث در حال انتشار می باشد ولی یکی از اساتید دانشگاه اعلام کرد کیفیت فیلم به گونه ای نیست که بتوان به راحتی درباره اتفاق رخ داده قضاوت و آن را تایید کرد. /ا

 

آپ دیت سوم: ایسنا نیز دقایقی قبل از حضور رییس دانشگاه زنجان در جمع دانشجویان خبر داده و به نقل از وی نوشته که "هر فسادی در نطفه خفه می شود". رییس دانشگاه زنجان از هوشیاری دانشجویان تشکر کرده و گفته که دانشجو تا در صحنه باشد، دانشگاه زنده است! آخرین خبر دریافتی هم از ادامه مذاکره دانشجویان با مسوولان حکایت دارد /ا
گفتنی است دانشگاه زنجان به عنوان قدیمی ترین مرکز آموزش عالی استان زنجان در کیلومتر شش جاده زنجان به تبریز واقع شده است و انجمن اسلامی این دانشگاه که چند روز قبل به طور غیرمنتظره ای لغو مجوز شد، فعالترین تشکل مستقل دانشجویی استان می باشد. مجوز این انجمن پس از دعوت به سخنرانی از وزیر کشور دولت اصلاحات، موسوی لاری، لغو شده است
. /ا

 

آپ دیت چهارم: دکتر مددی با حکم رییس دانشگاه از کار برکنار و معلق شد با این حال رییس دانشگاه تسلیم خواسته دانشجویان مبنی بر تقدیم استعفای خود نشده است
آپ دیت پنجم: امروز، دوشنبه، تجمع دانشجویی همچنان در دانشگاه ادامه دارد و ورود و خروج به دانشگاه با کنترل دانشجویان صورت می گیرد. دانشجویان همچنین با تحصن در محوطه دانشگاه علیه رییس دانشگاه، دکتر نداف، شعار می دهند: اون کس که بی لیاقته، نداف بی صداقته ... منادی عدالت؛ خجالت خجالت، نداف بی لیاقت؛ استعفا استعفا ... مددی خیانت می کند، نداف حمایت می کند... ما هیچ جا نمیریم همین جا هستیم منتظر استعفا هستیم /ا /ا

 

ایمیل دریافتی: "... با شناختی که از دکتر مددی دارم مطمئنم وی قربانی یک دسیسه برای انتقام از مدیریت پرانتقاد فعلی بر دانشگاه زنجان شده است. او یک سهل انگاری مهلک کرده و اجازه داده دانشجوی دختر به تنهایی سراغ او برود. فیلم پخش شده در اینترنت هم ثابت نمی کند که دکتر مددی مرتکب خطایی شده باشد ... متاسفانه در یک اقدام غیراخلاقی یک فرد غیرمسوول هم با همسر دکتر مددی که در سفر حج به سر می برد تماس گرفته و بر این اساس اخبار نادرستی را منتقل کرده است ... " /ا

 

آپ دیت ششم: روی یکی از پلاکاردها نوشته: "فرهنگ برهنگی، برهنگی فرهنگی یا برهنگی در اتاق معاون فرهنگی". داودوندی مدیر سابق امور فرهنگی جایگزین دکتر مددی شده است

 

ایمیل دریافتی دیگر: " ... دکتر مددی به عنوان رییس کمیته انضباطی دانشگاه چندی پیش مصمم بود یکی از دانشجویان را به علت ارسال جوک سیاسی با اس.ام.اس از دانشگاه اخراج کند! ... فضای دانشگاه در سه ساله اخیر به شدت صلب و سنگین است و برخی اساتید دانشگاه با کوچکترین ابراز نظر مغایر سلیقه مدیریت دانشگاه با خطر لغو قرارداد مواجه می شوند ... " /ا

 

آپ دیت هفتم: کیهان به نقاط ضعف اخلاقی معاون دانشگاه زنجان اذعان کرد ولی ماجرا را یک تله اخلاقی برای معاون دانشگاه جهت نیل به اهداف سیاسی دانست ... جستجو برای عنوان "دانشگاه زنجان" در گوگل به نحو بی سابقه ای افزایش یافته است

 

آپ دیت هشتم: تحصن خاتمه یافت. دادستان زنجان هم گفت: مددی، معاون دانشگاه، و دانشجو بازداشت شده اند

 

 

 

منبع : ۳سایت نتیجه جست و جو در گوگل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: شنبه 1387/04/15 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

علمی فرهنگی

 

 

 

هفته قبل، بعد از انتخاب واحد خبر چاپ دو تا نشریه رو بهم دادن

 

نورد نورد

 

 

 

 

 

و

هارمونیهارمونی

 

 

 

 

 

 

 

 

مجله نورد  که نتیجه زحمت بچه های فعال گروه مواده، شماره ی چهارمش با تلاش

 امیر حسینی زاده، مولود حسینی زاده(86)، ژوبین برون(83)، دانیال پورجعفر(86)،مسیح صالحی(86)، محمد رضوانی، اشکان بسطامی، محسن بهرامی، محمد سجادنژاد(84)، محمدرضا عباسی(85)، سامان پولادوند(85) و دوستان دیگر چهارشنبه چاپ شد.

 

برای چاپ این مجله بچه ها باید با خیلی مشکلات دست و پنجه نرم میکردن، مثل کمبود بودجه، که اگه اشتباه نکنم دانشگاه چهل هزار تومن به انجمن داد در صورتی که هزینه چاپ و طراحی حدود یک ملیون تومن شد.که بچه ها مجبور شدن با شرکت های بزگی مثل شرکت نفت، سازمان آب و برق خوزستان و شرکت فولاد برای اسپانسر مذاکره کنند.

 

تو پروژه چاپ این مجله بودن کسانی که وظایف زیادی رو دوششون می افتاد مثل آقای عباسی و آقای سجادنژاد و بودن کسانی هم که به خیال اینکه کاری برای مجله نکنن ولی اسمشون رو جلد مجله بره خیلی زرنگی کردن از انجام وظایف شونه خالی میکردند.

 

 

برای تهیه این مجله میتونید به انجمن علمی مواد دانشکده مهندسی دانشگاه چمران سر بزنید.

 

 

مجله دوم دوماهنامه ی انجمن موسیقی به اسم هارمونی بود که بعد از کلی کارشکنی آخرش چاپ شد.

مجله هارمونی که قرار بود ترم قبل چاپ بشه به دلیل نامه ای که انجمن موسیقی به وزارت فرستاد( در اعتراض به محدودیتی که امور فرهنگی و مسئولین دانشگاه برای فعالیت های فرهنگی این انجمن ایجاد کرده بودن) این انجمن هم منحل شد ...

 

در شماره چهارم مجله هارمونی افراد زیر همکاری کردند:

سید محمد حسین نبوی، مهرداد ساقی، سینا موسویون، امیر عباس احمدی،

عاطفه بهرامی، مرتضی آل حسینی، دانیال پورجعفر، دامون بختیاری.

 

 

 

 

فهرست مطالب این دو نشریه در ادامه مطلب

 

 

 


ادامه مطلب

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: دوشنبه 1387/03/13 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

مصاحبه

 

 مصاحبه با دکتر رنجبر مدیر گروه مهندسی مواد دانشگاه چمران

 

-آقای دکتر لطفا کمی در مورد چگونگی گذراندن مقاطع تحصیلات عالیتون توضیح بدید.

- بنام خدا بنده بعد از قبولی در آزمون اعزام در سال 1984(تا 1988) رشته مهندسی متالورژی عازم کشور هندوستان شدم و بعد از تمدید بورسیه وزارت علوم(1988) در رشته متالورژی برای فوق لیسانس قبول شدم و باز در سال 1990  موفق به تمدید بورسیه وزارت و ادامه تحصیل در مقطع دکترا در همان دانشگاه شدم و در اواخر سال 1994به ایران بازگشتم و در دانشگاه شهید چمران اهواز مشغول به کار شدم.


ادامه مطلب
نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1387/03/01 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

وقتی سکوها صاحب پیدا میکنن...

دوشنبه ۲۳/۲/۸۷  ساعت ۱۳:۳۰

بعد از کلاس حل تمرین استاتیک و صرف نهار در سلف خسته اومدم به کتابخونه مرکزی تا بلکه بتونم خودمو به امتحان میانترم معادلات برسونم.بعد از یک ساعتی درس خوندن میرم یه چرخی توی سالن بزنم تا خستگیم در بره که یکی از بچه های فیزیک ۸۶ که قبلا هم کلاسیم بوده رو می بینم و شروع میکنیم به حرف زدن در مورد استادا و درسا و حجم کلافه کنندشون و ...بهش پیشنهاد می کنم بریم روی یکی از سکو های کنار راه پله بشینیم .گرم صحبتیم که...

-آقا چرا اینجا نشستی؟(روی نشان روی سینش فامیلشو پرورش نوشته)

-بله؟

-میگم چرا اینجا نشستی ؟

-ببخشید پس کجا بشینیم؟

-یا برو توی سالن یا برو پایین.

-برای چی ؟مگه چی میشه اینجا بشینیم .داشتیم درس می خوندیم هوا داخل سالن گرم بود  اومدیم اینجا استراحت کنیم.ایرادی داره؟

-ایرادش اینه که اگه قرار بود اینجا بشینن صندلی میذاشتن...

.

.

.

-چرا نمی فهمی بت میگم بلند شو...

-درست صحبت کن.

-تو که میفهمی بگو چرا نباید اینجا بشینیم.

-با من جرو بحث نکن...اصلا تو فامیلت چیه ؟(خطاب به فیزیکی)

-فامیلمو برا چی میخوای؟

-کارتت پایینه نه؟

- آره پائینه.

-کارتت پیش من میمونه تا آدم شی...(و رفت)

با ناراحتی ازش میپرسم حالا کارتش چی میشه؟گفت که دروغ گفته و کارتی پایین نداره.

خدا رو شکر.حالا چه جوری بریم بیرون؟

-این قدر می مونیم تا شیفتش عوض شه(که خوشبختانه نیم ساعت بعد عوض شد اما تو این فاصله کارت یکی از بچه ها که پیش ما نشسته بود رو موقع بیرون رفتن گرفت و بش پس هم نداد)

-میگم مثل اینکه استراحت به ما نیومده...

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: دوشنبه 1387/02/23 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?


۲۱-وقتی دوستتان را بعد از یک مدت طولانی می بینید بگویید چقدر پیر شده...
ادامه مطلب
نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1387/02/11 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

ادامه راه ها...

۱۱-وقتی از آسانسور پیاده می شید دکمه تمام طبقات رو بزنید و فرار کنید...
ادامه مطلب
نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: سه شنبه 1387/02/10 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

روی مغز من راه نروووووو!

همه توی وجودشان یه حسی دارن که اونا رو به اذیت کردن دیگران تحریک میکنه.اینجا ۴۴ راه برای این  

حس وجود داره.به دلیل کمبود وقت ۱۰ تا ۱۰ تا میگم.باید ببخشید

 ۱-روزهای تعطیل متل بقیه روز ها ساعتتان را کوک کنید تا همه از خواب بپرند

۲-سر چهار راه وقتی چراغ سبز شد دستتان را روی بوق بگذارید تا جلویی ها زود تر راه بیفتند

۳-وقتی از کسی آدرس میپرسید بلا فاصله جلوی چشمش از یه نقر دیگه سوال کنید

۴-کرایه تاکسی را پس از پیاده شدن و گشتن تمام جیب هایتان بصورت۵۰۰۰ تومانی پرداخت کنید

۵- وقتی استاد داره سوالایی رو که باید حل بشه تعیین میکنه بی وقفه ازش بخواید که تکرار کنه.

۶-جدول نیمه تمام دوستتان را حل کنید.

۷- توی اتوبان از سمت منتهی الیه چپ با سرعت ۱۰ کیلومتر حرکت کنید.

۸-وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال عوض کنید.

۹-به کسی که دندان مصنوعی دارد بلال تعارف کنید.

۱۰-در جمع چای را با صدای بلند هورت بکشید.

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: دوشنبه 1387/02/09 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

گفتگو با خدا!!!

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.خدا گفت پس میخواهی با من گفت گو کنی؟

-بلی اگر وقت داشته باشید...خدا لبخند زد...

-چه چیز بیش از همه شما را درمورد انسان متعجب می کند؟

-اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند و بعد که بزرگ شدند حسرت آن را میخورند...

اینکه سلامتیشان را صرف بدست آوردن پول میکنند و بعد پولشان را صرف بدست آوردن سلامتی...

اینکه چنان زندگی می گنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند..

اینکه با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود.

-به عنوان خالق انسانها میخواهی چه درس هایی از زندگی بیاموزند؟


-یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد ...

بلکه آن کسی است که نیاز کمتری دارد...

اینکه یاد بگیرند نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما میتوان محبوب دیگران شد...

اینکه یاد بگیرند ظرف چند ثانیه میتوان زخم عمیقی در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کرد...

اما سال ها وقت لازم خواهد بود تا التیام یابد...

با بخشیدن بخشش را بیاموزند...

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند...

و یاد بگیرند که من اینجا هستم

                                 همیشه

                                           همه جا

ریتا استریکلند

با تشکر از محمد نجفی که این متن رو به من داد...

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1387/02/04 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

بعد از ظهر سگی...

دوشنبه ۲/۲/ ۸۷ ساعت ۱۶:۱۰

یکی از اتوبوس های دانشگاه

جمعیت دختر ها این قدر زیاده که فقط دو ردیف صندلی برای پسر ها مونده.

راننده خسته از کار میخواد این سرویس رو هم زودتر تموم کنه و بره خونه.واسه همین تند میره .اینقدر که سر پیچ ها بچه ها روی هم می افتن اینقدر که صدای جیغ دخترها سر هر پیچ  بلند می شه .این قدر که باعث بشه همه یه نگاهی به عقب بندازن(از روی کنجکاوی)

پسری که با بغل دستیش عربی صحبت میکنه با صدای هر جیغ یه متلک میندازه.(به  فارسی)و بعد میخنده .

دخترها : جیـــــــــــــــغ

پسر: چتون شد؟

دخترها :جیـــــــــــــــغ

پسر : ......

یه موادی (با ظاهر ساده): آقا مواظب حرف زدنت باش...

پسر :چی می گی؟

موادی : گفتم مواظب باش چی از دهنت میاد بیرون...

پسر :به توچه؟  تو چه کاره ای ؟

.

.

.

.

پسر یه کف گرگی نثار موادی میکنه .کل اتوبوس به هم میریزه .همه سعی دارن دوتاشونو از هم جدا کنن.اما پسر ول کن نیست .پسر سعی داره اتوبوسو نگه داره تا موادی رو پیاده کنه و یه فصل کتکش بزنه.اما به این راحتیا نیست.

اینجاست که نطق پسر شروع میشه:

...من توی این شهر اولویت دارم،چون عربم ،چون این شهر مال منه...تو برو توی دفتر بسیج هرکاری دلت میخواد بکن اما ...میخوری به من بگی حرف نزن...تو مگه معلمی ...وایسا تا بدم بچه های لشگر آباد ...بدن...همین شماهایید که دانشگاهو به ...کشیدین...

موادی یه گوشه نشسته و با ناراحتی داره به حرفاش گوش میده.پیش خودش فکر میکنه ارزش کف گرگی خوردن رو داشت؟یا شاید فکر می کنه چه آدمای بی بخاری این شهر داره که این حرفا رو میشنون و انگار نه انگار...

 

 دوست دارم نظرتونو راجع به این قضیه بدونم این که به نظر شما حق با کی بود... ؟

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1387/02/04 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

سال نو مبارک

سلام

می خواستم از طرف تمامی بچه های وبلاگ فرارسیدن سال نو رو به شما تبریک بگم.

امیدواریم که سال خوب و پر از موفقیتی داشته باشید و از همه مهمتر سالم باشید.

 

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: پنجشنبه 1387/01/01 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

چهارشنبه سوری!!!

اولا باید از محمد عذر خواهی کنم چون قول داده بودم تا تحویل سال پست ندم

ولی هیچ دلم نیومد این عکسو که همین ۲ ساعت گرفتم روی وب نذارم

البته باید ببخشید که بخاصر کم شدن حجمش کفیتش پائین اومده.

امید وارم همتون بعد چهار شنبه سوری سالم مونده باشید

فعلا...

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: سه شنبه 1386/12/28 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

داستان مداد!

سلام به یکان یکان خوانندگان جان

یه مطلبی رو که به نظرم جالب میومد براتون گذاشتم نظرتونو راجع بهش بگید

 مداد پنج خاصیت داره که اگر به دستشان بیاوری، تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی.

"خاصیت اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت میکند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد."

"صفت دوم: گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد. اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی."

"صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگه داری، مهم است."

"صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست،زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است."

"و سر انجام، پنجمین خاصیت مداد: همیشه اثری از خود به جا می گذارد. بدان هرکار در زندگی ات میکنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار میکنی، هشیار باشی و بدانی چه میکنی."

از کتاب: چون رود جاری باش

نویسنده:پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/26 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

باز هم کارگاه!!!!

سلام

می بخشید که دیر به دیر آپ می کنم .شرمندم...

بازم کارگاه عمومی باعث شد تا یه مطلب پست کنم.آخه هر جلسش کلی اتفاق و سوژه واسه خندیدن و تفریح داره.ولی ته دلمون اندوهی عمیق برای بچه های کنونی تراشکاری و بچه های آینده ی تراشکاری(خودمون) حس میکنیم .باور کنید...

اول باید بگم سرپرست کارگاه این جلسه  باتوجه به صرفه جویی بیش از حد (!) برو بچ در جلسه قبلی در مصرف باری در  حرکتی ناشایست اقدام به جیره بندی باری ها کرد .این شد که ما موندیم و یه قطعه کار بی باری.البته از اون جایی که ایرانی جماعت توی کارهایی از قبیل دور زدن و پیچوندن مهارتی مثال زدنی داره بی درنگ در تامین باری خود کفا شدیم .میپرسید چه جوری؟

خوب معلومه.بجای اینکه یک نفر از هر گروه بره و جیره بقیه و خودش رو بگیره تمام اعضای گروه ( ۲نفر) هرکدوم سهمیه معادل کل گروه رو دریافت کردن.این شد که یک کار گاه موند و یه سرپرست بی باری.تا چشاش دراد که دفعه بعد واسه یه باری ناقابل این همه مجبور نشیم از مغزمون واسه ی دور زدنش کار بکشیم.البته این وسط بچه ها همکاری خوبی با هم داشتن و هرکی اضافه می اورد به بقیه گروه ها کمک میکرد .

بعد رسیدیم به جوشکاری . باید بودین و می دیدین که بچه ها چه سایه هایی که با نور جوشکاری   نمی ساختن...بخصوص بچه های کابین شماره یک .بگذریم...

بعد از جوشکاری جلسه ای با هدف بر پایی اردو ی خودمونی تشکیل شد که بانی اون امین بود اما مثل اینکه دوستمون بد جوری منقلب شده و باید بی خیالش شیم .

و بالا خره می خوام بگم که انجمن علمی با اعضای جدیدش مشغول شدن و از همین جا باید بگم که هرگونه همکاری از طرف شما با استقبال انجمن مواجه میشه پس اگه کمکی از دستتون بر می آد از ما دریغ نکنین.

ممنونم...

 

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: شنبه 1386/12/25 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

سرافکندگی...

سلام خدمت همه بچه های گل مواد

باید می بخشید این چند روز نتونستم آپ کنم.

اول خواستم به اطلاعتون برسونم که بخاطر اینکه دو نفر از اعضای انجمن که به دلیل مشکلاتی نمی تونستن به فعالیت ادامه بدن از

اون کناره گیری کردن و با رائ گیری اعضای اصلی من و امین پورکاوه بجای آقایون ایزدی و طیب زاده عضو شدیم.

پس اعضای انجمن شدن :

1-سامان پولادوند

2-رضوان واحد

3-مسیح صالحی

4-مریم باقری

5-مریم پور مهدوی

6-امین پورکاوه

7-بنده

امروز ساعت 19 همایش انجمن های علمی دانشگاه با حضور اعضای تمامی انجمن های کل دانشگاه و مهندس چکشیان مدیر معاونت فرهنگی و مهندس سیف السادات رئیس دانشکده مهندسی برگذار شد.که بعد از صحبت های 45 دقیقه ای چکشیان در مورد انجمن ها و وضایفشون کلیپی با موضوع فعالیت های انجمن های علمی سال قبل نشون داده شد که باید بگم از صد تا فحشم بدتر بود .می دونید چرا؟

وقتی توی لیست کارای تمام انجمن های رشته های دیگه هرکدوم 7-6 آیتم مثل برگذاری سمینار های آموزشی اردوهای علمی و...باشه و اون وقت تنها مورد ذکر شده به عنوان سابقه ی انجمن ما برگذاری جلسه معارفه بچه های جدید الورود باشه شما هم همین احساس بتون دست می ده.

پس بهتره بجای نظرات مسخره و پنهونی دادن توی وبلاگ و کلکل با هم و زیر آب هم دیگه رو زدن و ...کمک همدیگه کنیم تا این انجمن رو بهتر و بهتر کنیم که این به نفع همس.

مرسی...

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/20 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

عید آمد...

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم

گردی نستردیم و غباری نفشاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز

از بیدلی او را ز در خانه براندیم

هرجا گذری غلغله ی شادی و شور است

ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم

آفاق پر از پیک و پیام است ولی ما

پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم

و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم

من دانم و غمگین دلت ای خسته کبوتر

سالی سپری گشت و ترا ما نپراندیم

صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند

ما این خرک لنگ ز جوئی نجهاندیم

ماننده ی افسون زدگان ره به حقیقت

بستیم و جز افسانه ی بیهوده نخواندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان

مسکین من و دل در خم یک زاویه ماندیم

طوفان بتکاند مگر امید که صد بار

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم

از کتاب ارغنون مهدی اخوان ثالث .۱۳۴۳

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/19 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

مواد!!!

 

به نظر شما اون جا چه اتفاقی داره می افته؟دارن مواد مصرف می کنن؟...

به نظر شما اونجا توی اون کابین چه اتفاقی داره می افته؟دارن مواد مصرف می کنن؟؟!!!!!!

نه بابا کارگاه جوشکاری مواده.ایشالا نسیب شما هم بشه...

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: پنجشنبه 1386/12/16 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

مهندسی مواد!!!

مهندسی مواد یک رشته ی گسترده است که با تمام محیط های مرتبط با فلز سر و کار داره.سه     شاخه ی اصلی این رشته را متالورژی مواد و متالورژی استخراج و در آخر پروسه های معدنی تشکیل میدن.متالورژی مواد به پیدا کردن آلیاژ های فلزی مناسب که برای  استفاده های مختلف در سازه ها و ساختمان ها بکار میرود می پردازه.متالورژی استخراج شامل استخراج فلزات از سنگ آهن  می شه و پروسه های معدنی  هم شامل جمع آوری محصولات معدنی ازپوسته ی زمینه .
به عنوان یه فارغ التحصیل مهندس مواد شما پایه و اساس هرسه شاخه رو در کنار پایه های کلی مهندسی یاد میگیرید .
ما به فلزات احتیاچ داریم تا نیاز های فلزی جامعمون رو مثل قطعات فلزی بکار رفته در ماشین ها،دوچرخه ها ،کارخونه ها،ساختمان ها،سدها و یا حتی در تیوپ خمیر دندان تامین کنیم .
دانش شما در زمینه تولید ، طراحی و ساخت این محصولات فلزی و یا معدنی میتونه مفید،جالب و ارزشمند باشه.
 پروژه های مهندسی دانشجوهای این رشته فرصتی هستند تا دانشجوها در یک پروژه ی آموزشی به مدت یک ترم یا بیشتر از اون کار های مهندسی رو در یک کارخونه ی مرتبط با رشته اش تجربه کنه و با اونا بیشتر آشنا بشه .بسیاری از این کارها ی گروهی و تجربی میتونه به شغل شما بعد از فارغ التحصیلی مبدل بشه و تجارب شما ،از شما یک فرد ارزشمند و تاثیر گذار در آینده  خواهد ساخت.

اینم از یک مطلب علمی.فقط تورو خدا نظر بدین تا بازم از اینا بنویسیم تا یه بویی از مهندسی مواد داشته باشه...

منبع : www.princetonreview.com

ترجمه :خودم

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: پنجشنبه 1386/12/16 ? موضوع: متالورژی ? لينک اين پست ?

نگاه کردن ممنوع!!!

سلام

فکر کنم راجع به صحبت های امروز بچه ها توی انجمن حرف نزنیم بهتر باشه.

پس بریم سراغ این دانشکده کوچیک خودمون.

هیج می دونید نمایشگاه کاریکاتوری که قرار بود تا ۴ شنبه ادامه داشته باشه چرا دو  روزه که جمع شده؟

این جور که معلوم شد روز ۲شنبه بعد از کشیدن چند تا کاریکاتور حراست دانشگاه وارد عمل می شه و به آقای طلاییان(کاریکاتوریست) متذکر می شن که نباید از خانم ها نقاشی بکشه.و اون رو سوار ماشین حراست به ساختمان مرکزی می برن تا توضیحاتی در این مورد بده.

چرا؟ خب معلومه چون که چشم تو چشم باید به اونا نگاه کنه و این...

بعد از این قضیه دیگه کاریکاتور بی کاریکاتور اما چرا نمی ذارن حد اقل از مردا کاریکاتور بکشه؟ یعنی اون هم مورد داره؟

بگذریم...راستی فردا از ساعت ۱۰ دور کتابخونه مرکزی به مناست روز درختکاری قراره چندین نهال بکارن.

اگه شما ها هم دوست ارین یه درخت رو به نام خودتون ثبت کنید تشریف بیارید.

 

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: سه شنبه 1386/12/14 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

کارت دانشجویی!!!

سلام

یه خبر فوری...

از فردا یعنی سه شنبه کارت های دانشجویی بروبچ مواد رو می دن.

برای گرفتن هم باید برید به طبقه ی ۲ اتاق ۷۵ ساختمان مرکزی.

اما خانم نریموسائی میگفت که باید برای من عکس بیارید.

پس بهترین کار اینه که با در دست داشتن یک عکس پشت نویس شده به آموزش و بعد از اون به ساختمان مرکزی مراجعه کنید.

حالا معلوم تکلیف من که از ۸ تا ۱۴ پشت سر هم کلاس دارم چیه؟

شما میدونید؟به نظر شما توی نیم ساعت بین کلاس ها کارم راه می افته؟

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/13 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

کاریکاتوررررررر!

می بینم که دقیقه به دقیقه به تعداد بازدید کنندگان سایت اضافه میشه...

مرسی فقط نظر ...

راستی تا چهار شنبه نمایشگاه کاریکاتور توی سرسرا هست.

نکته جالب اینه که علاوه بر کاریکاتور های قبلی آقای کاریکاتوریست(طلاییان) میتونید کاریکاتور خودتون رو هم اونجا ببینید.کاملاٌ هم مجانی...

البته اگه جنبه ی اونو داشته باشید چون بعد از تموم شدن کارش یه کپی از اون می گیره و به کاریکاتوراش اضافه می کنه و باعث می شه که  هر کسی که رد می شه تا دو دقیقه از خنده نتونه نفس بکشه. 

خیلی دل میخواد.

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: یکشنبه 1386/12/12 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

معرفی یه کتاب

گفتیم بلاخره این وبلاگ باید یه بویی از متالورژی داشته باشه...قبول نداری؟

یكی از صنایعی  كه دانش آموخته های رشته متالوژی در آن مشغول به كار می شوند ، صنایع ریخته گری است . ولی از آنجایی كه در دوره كارشناسی اطلاعات كاملی در رابطه با صنعت ریختگری به آنها داده نمی شود ، در بدو ورود اطلاعات صنعتی آنها بسیار كم است و به جرعت می توان گفت در برابر تكنیسین ها و كارگران مشغول به كار در این صنعت ، اطلاعات عملی و صنعتی آنها چیزی بحساب نمی آید.( در دوره كارشناسی 6 واحد  ریخته گری ارائه می شود كه مطالب ارائه شده بیشتر جنبه تئوری داشته و بسیار كلی و جامع است ). می توان گفت در صنعت ریخته گری مهمترین بخش طراحی و ساخت مدل است. یكی از كتاب های موجود در این زمینه كتاب " طراحی و ساخت مدلهای ریخته گری " است . در مقدمه كتاب ذكر شده كه این كتاب برای تكنیسین های مدل سازی تالیف شده است . ولی با توجه به مطالب كتاب و شیوه تدوین آن ، این كتاب برای مهندسین متالوژی نیز بسیار مفید است. بخصوص  برای كسانی كه تمایل به فعالیت در زمینه ریخته گری دارند. همچنین  فصول 2، 3 و 4 كتاب منطبق بر سر فصل های تدریس شده در درس ریخته گری است كه می تواند برای دانشجیان متالوژی مفید باشد .

مهمترین ویژگی این كتاب ، مصور بودن آن است. به طوری كه هر صفحه كتاب به دو ستون تقسیم شده  و ستون سمت راست به اشكال كتاب اختصاص دارد . همچنین كیفیت و وضوح عكس ها نیز بسیار بالا است. مطالب این كتاب كاملا عملی بوده و از ذكر مطالب تئوری خودداری شده است . نثر كتاب بسیار ساده بوده و دارای ترجمه خوب و روانی است . در كل می توان این كتاب را یك مرجع در زمینه مدل سازی بحساب آورد.همچنین در پایان هر فصل از كتاب چند پرسش نیز مطرح شده است . از آنجایی كه این كتاب از زبان آلمانی ترجمه شده است ، لذا استاندارد های ذكر شده در كتاب بر طبق DIN  است.

كتاب در 8  فصل تنظیم شده است :

1- مقدمه  2- اصول فنی ساخت مدل 3 - روش های قالبگیری   4- فرایند های ریخته گری  5- تكنیك های مدل سازی 6- ساخت تجهیزات مدل 7- استاندارد مدل سازی  8- مواد شناسی

مشخصات كتاب :

نام كتاب : طراحی و ساخت مدل های ریخته گری

مؤلفان : R.Roller , G.Reuter , R.Trinker , E.Baschin

مترجم : عبدا... ولی نژاد

ناشر : طراح www.tarrah-pub.com

تعداد صفحات : 373

تیراژ : 1200 جلد

قیمت :  55000  ریال

ISBN: 964-7089-19-8

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: پنجشنبه 1386/12/09 ? موضوع: متالورژی ? لينک اين پست ?

سبب تعطیلی کلاس سببی!!!

همونطور که تا حالا فهمیدید کلاس کریستالوگرافی استاد سببی کنسل شد.

البته شاید هنوز خیلی ها خبر ندارن ولی اگه شما هم مثل من ساعت ۴ به هوای کتابخونه میومدید دانشگاه زودتر می فهمیدید.

جلسه جبرانی اون هم شنبه ساعت ۸-۶ برگذار میشه.

حالا اگه زحمتی نیست لطفاْ وارد قسمت نظرات بشید و علاوه بر نظرتون راجع به تعطیلی کلاس درمورد جابجایی اون از روز ۴شنبه به شنبه هم رای بدین.

مرسی...

پ.ن:راستی شما میدونید چرا کلاس تعطیل شد؟؟؟

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1386/12/08 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

اصلاحیه!

سلام

مثل اینکه دیروز اسم خانم باقری هم باید توی پست می بود .اما باید بگم که من همین ۱ ساعت پیش از قبولیشون به عنوان عضو علی البدل مطلع شدم و   بهشون    تبریک میگم و همینطور    ازشون عذر میخوام.

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1386/12/08 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

انجمن علمی مواد

سلام

دیروز انتخابات انجمن های علمی  هم برگذار شد که نتایج اون برای ما ۸۶ ها خوب بود چون هردو کاندیدامون انتخاب شدن

تبریک به مسیح صالحی و مریم پورمهدوی

و  تبریک به سامان و مزدک و خانم واحد و ... بروبچه های ۸۵

 

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: سه شنبه 1386/12/07 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

عضو جدید

ای آنکه در نگاه تو خورشید خفته است           پرواز را بنام تو آغاز می کنم

سلام

همونطور که می بینید یه عضو جدید به این وبلاگ اضافه شده که بنده باشم ...

امید وارم که بتونم توی پیشرفت و فعالیت این وبلاگ سهمی داشته باشم

و امید وارم که بتونیم با هم یک وبلاگ توپ و باحال که شایستگی بچه های مواد رو داشته باشه بسازیم

پس فعلاْ...

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: دوشنبه 1386/12/06 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?


CopyRight| 2009 , metalgroup.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: TEMPHA.COM