تبليغاتX
وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز


وبلاگ بچه های گروه مواد چمران اهواز

تاریخ امتحانات معوقه + حذف و اضافه + تاریخ اصول متال




تاریخ امتحان اصول متال  از هشتم اومد هفت بهمن ساعت 14

کسی مشکل داره خبر بده




نریموسائی گفت حذف اضافه بعد از امتحاناته احتمالا هفتم هشتم مهر





تاریخ امتحانات معوقه گروه مواد اینه


ریخته گری   چهارشنبه 1 مهر ساعت 10:30


ترمو         پنجشنبه 2 مهر ساعت 10:30


مقاومت       شنبه     4 مهر


کلیه دانشجویان میتونند سوالاتشون رو درباره تاریخ امتحانات از شماره زیر بپرسن

مهندسی 06113337010



تاریخ ویرایش 14/06

نويسنده: مرتضی آل حسینی ? تاريخ: شنبه 1388/06/07 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

دانلود دعای ربنا ی استاد

سلام بچه ها

تابستون خوش میگذرد؟


میتونید از لینک زیر دعای ربنای شجریان رو دان.....


ربنا


نويسنده: مرتضی آل حسینی ? تاريخ: جمعه 1388/05/30 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

مصائب دانشگاه

سلام

امروز رفتم دانشگاه.مظلوم نمرات نهایی محاسباتو زده بود و کلیم به همه ارفاق کرده بود.البته اگه خبر قدیمیه ببخشید من اهواز نبودم خبر نداشتم.دانشگاه هم هیچ خبری نبود.کل دانشگاهو ریختن به هم.دارن راه پله ها رو سنگ می کردن.

یه چیزه دیگه.کسایی که اصول متال برداشتن یادتون نره اگه به تاریخ جدید امتحان ( 26/10/88  ساعت 14) اعتراض دارید تا 15 شهریور بیشتر وقت ندارید که اعتراض کتبیتونو بدید به  دک. رنجبر. باید بگم که این تاریخ نزدیک امتحان پدیده ست.

خوش بگذره

نويسنده: دانیال پورچعفر ? تاريخ: چهارشنبه 1388/05/21 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

تاریخ امتحانات

سلام

وقت بخیر


امروز(22 تیر) دانشگاه بودم

نری موسایی گفت امتحاناتی که برگزار نشده یا امتحاناتی که اکثریت نرفتن سر جلسه (همه گروهها)  بین روزهای

یکم تا چهارم مهرماه

برگزار میشه

حالا چه امتحانی چه روزی باشه بعدا اعلام میشِد

خوش بگذره تابستتون


نويسنده: مرتضی آل حسینی ? تاريخ: دوشنبه 1388/04/22 ? موضوع: اخبار دانشگاه ? لينک اين پست ?

زمان...

این مطلب به ایمیلم اومده بود.به نطرم قشنگ اومد

درجزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند: شادی- غم- غرور-عشق و...

روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.

همه ساکنین جزیره قایقهایشان را آماده وجزیره را ترک می کردند

اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود.

وقتی جزیره به زیر آب فرومی رفت عشق از ثروت که با قایق با شکوهی جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:

"آیا می توانم با تو همسفر شوم؟"

ثروت گفت:

"نه من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیگر جایی برای تو وجود ندارد."

پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست.

غرور گفت:

"نه نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد."

غم در نزدیکی عشق بود.

پس عشق به او گفت:
"اجازه بده تا من با تو بیایم!"

غم با صدای حزن آلود گفت:

"آه عشق من خیلی ناراحت هستم.احتیاج دارم تا تنها باشم."

عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد.

اما او آنقدر غرق شادی بود که صدای او را نشنید.

آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت:

"بیا عشق تو را خواهم برد."

عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد.

وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت وعشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود چقدر بر گردنش حق دارد.

عشق نزد علم که مشغول حل مسئله ای روی شن های ساحل بود رفت و از او پرسید:

"آن پیر مرد که بود؟"

علم پاسخ داد:

"زمان"

عشق با تعجب پرسید:

"زمان؟ چرا او به من کمک کرد؟"

علم لبخند خردمندانه ای زد و گفت:

"زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است......."

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: پنجشنبه 1388/04/18 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

تصادف...!

فقط ببین ماشینم به چه روزی افتاد؟!!!!

شرح ماجرا:امروز ساعت ۹ صبح دانشگاه.

یه دیوووونه ای با سرعت زد به ماشینم به این روز افتاد!مقصر هم بود تازه!

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: یکشنبه 1388/04/07 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

واقعا تموم شد؟

سلام به همه.

بلاخره این ترم هم یه جورایی تموم شد...!

اتفاقات این ترم شاید خودش تو یه کتاب هم نگنجه.به هر حال ترم جالبی بود و اتفاتش دور از انتظار.

از کلاس خواص گرفته تا نقشه و ترمو.

ولی این ریاضی مهندسی.... آخه نمیدنم چطور ریاضی مهندسی میان ترمشو ۱ شدم از ۱۰ نمره!!!!ولی با ۱۰.۵ پاس شد خدا رو شکر.

محاسبات هم که ما رو .... ما رو خیلی اذیت کرد... ۱۰ واحد هم کمه واسش!

این ترم هم اردو داشتیم اونم از نوع خییییییییییلی باحالش.همون جای همیشگی

استادا هم خداییش باحال بودن مخصوصا دکتر دهملایی که واسه امتحان ترمو یه حال اساسی داد بهمون.( به نظرم وقتی بعدا اومد سر کلاس واسش دست بزنیم ).

استاد سببی هم که همیشه ارادت داریم خدمتشون(خوردگی ۳ واحده؟)

از ممد نجفی هم تشکر میکنیم.(مگه نه ممد دناک؟)

اما این آخراش...

روزای جالبی واسمون رقم خورد.فکر کنم همکاری خوبی داشتیم.همکلاسیامون رو هم بهتر شناختیم.

تازه تو این اوضاع خراب روابط خراب شده هم بهبود پیدا کرد

ولی سر جریان ریخته گری یکم اینجوری شدیم:

به هر حال واسه من ترم خوبی بود.خوش گذشت ولی این تابستون فکر کنم بدترین تابستون باشه واسم...از حالا دارم دیوووونه میشم از بیکاری.

وای چه لواشک خوشمزه ای.اینم همینجوری گفتم دهن ملت آب بیفته

من دارم واسه کی پست میدم نمیدونم،ولی چککار کنم دیگه ؟!بیکارم!!!!

حتما همه الان دارن میگن پس دیگه ادامه نمیدم!

بای بای...

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1388/04/03 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

انتخاب واحد ترم 5

سلام.

متاسفانه برنامه ترم بعد خیلی بده.همه ی تغییرات هم به خاطر یه سری از ۸۵هاست.

اعتراضاتتون رو نسبت به این برنامه به آقای صالحی بگین.

اینم برنامه:

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1388/03/06 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

آبیته.....................

  سلام. امیدوارم که حال همگی خوب باشه.خیلی وقت بود که پست نذاشته بودم.اما امروز واجب شد بذارم.

تبریک میگم

             قهرمانی

 

                 تیم

 

                بزرگ

 

             استقلال

 

رو به همه فوتبال دوستان.  خصوصا پرسپلیسیای عزییییییز.

 

نويسنده: شیوا داعی ? تاريخ: یکشنبه 1388/02/06 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

حاجی metalgroup

نويسنده: مریم پورمهدوی ? تاريخ: چهارشنبه 1388/01/19 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

و باز هم اردو ...

ویرایش بعد از اردو

سلام به همه.

این اردو هم برگزار شد رفت...

البته بهتر از اردوهای قبلی.

از اونجایی که افراد خاصی به خواننده های بلاگمون اضافه شدن دقت میکنم سوتی ندم.

اول باید خییییییییییییییییییییلی از استاد سببی تشکر کنیم.

اتفاق جالب تو این اردو کم نیوفتاد.

از بحث براد پیت گرفته تا خانم مهندس و اون مینی بوسه!

البته از خیس شدن جانانه بعضیا اونم دوبار اونم با یه دونه از این یونولیتا که توش یخ میذارن!

تو این اردو خیلیا خیلیا رو بهتر شناختن.

مثلا خودم دشمنام رو شناختم.همونا که قصد داشتن با پیشنهادای مالی وسوسه انگیز بقیه رو ترغیب به خیس کردن لباس خشک من کنن.ولی نتونستن

اتفاقای تو اتوبوس هم که خودش یه عالمه بود!

از اون پتو گرفتنه تا باندای خراب اتوبوسه!

ولی حیف که اون شیرایی که استاد آوورده بود از دست رفت!

 

 

 

نويسنده: محمد پیرنیا ? تاريخ: چهارشنبه 1388/01/19 ? موضوع: موضوع آزاد ? لينک اين پست ?

فوت .....فوت.....

سلام!یه سلام مخصوص مخصوص واسه یه روز مخصوص مخصوص که تولد یه آدم مخصوص مخصوصه!

امیدوارم تو هر سن و سالی که میری ما رو هم ببری..(چشمک)

تولد ..تولد..تولدت مبارک..بیا شمع هارو فوت کن ..

فوت کردی؟

ایول..حالا همه دست دست ...

حالا نوبت باز کرن کادوهاست..

پادینا جان

الهی ۱۰۰ ساله شی (نه بابا زیاد ۸۰ خوبه ..نه؟... خیلی دنیا دوستی ۸۵ ؟......باشه حالا میگیم ۸۶ که بشه سال ورودت به دانشگاه ....)

انشالله همیشه پیروز باشی و هر روزت بهتر از روزای دیگت باشه

نويسنده: lizard ? تاريخ: شنبه 1388/01/01 ? موضوع: ? لينک اين پست ?


CopyRight| 2009 , metalgroup.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: TEMPHA.COM